110 - 137 ) و همين عمل بود كه بعدها در شهرهاى ديگر مصر و بخصوص در بوباستيس مورد تقليد ساباكوس قرار گرفت ( كتاب دوم - بند 137 - 138 ) . خئوپس و خفرن و ميكرينوس بناكنندگان اهرام بزرگ مصر بودهاند ( كتاب دوم - بند 124 - 127 - 134 ) .
دختر خئوپس نيز هرمى براى خود ساخته بود ( كتاب دوم - بند 126 ) آسىشيس
( Asychis )
هرم ديگرى از آجر ساخته بود كه كتيبهاى نيز بر آن حك كرده بود ( كتاب دوم - بند 136 ) . در سائيس يكى از پادشاهان كه هردوت وى را با ميكرينوس اشتباه كرده مجسمهاى از گاو ماده اهداء كرده بود كه با شكوه و جلالى خاص تزيين يافته بود ( كتاب دوم - بند 129 - 130 - 132 ) . فروس
( Pheros )
در معبد هليوس
( Helios )
واقع در هليوپوليس دو ستون سنگى بزرگ و زيبا برپا كرده بود ( كتاب دوم - بند 111 ) . رامپسىنيت
( Rhampsinite )
و آسى شيس
( Asychis )
براى تزيين معبد هفستوس كوشش فراوان كرده بودند ( كتاب دوم - بند 121 - 136 ) . در معبد هفستوس مجسمهاى بود كه گفته ميشد ستوس
( Sethos )
را نشان ميدهد كه موشى در دست دارد ( كتاب دوم - بند 141 ) .
هردوت تمام اين آثار و بناهاى تاريخى را به چشم ديده و از اين حيث امتياز و افتخار بزرگى بر ديگر نويسندگان و مورخين باستان دارد . ظاهرا قسمت مهمى از حوادثى كه مؤلف در فاصله بين بند 99 و 145 نقل مىكند در جريان بازديد اين بناها و آثار باستانى و باقتضاى آنها از مصريان شنيده . به همين جهت است كه مورخ خود در بند 101 اعتراف مىكند كه از چند صد تن از پادشاهان مصر چيزى ندارد نقل كند زيرا چيزى كه جالب باشد از آنها باقى نمانده ( كتاب دوم - بند 101 ) . هربار كه راهنمايان سياحان و مسافرين نام پادشاهى را بر زبان جارى ميكردهاند چند كلمهاى هم درباره او سخن ميگفتهاند و هربار كه با پادشاهى بزرگ سروكار مييافتهاند براى جلب نظر مسافرين دربارهء آن پادشاه شرح و بسط بيشترى ميدادهاند و احيانا وقايعى از تاريخ او را كه هيچگونه ارتباطى با بنائى كه به مسافرين نشان ميدادهاند نداشته بيان ميكردهاند ؛ از طرف ديگر بناها و مجسمههائى كه از پادشاهان مختلف باقى مانده