كه دستمالى از تاروپود نقره در آسمانها از خداوند ميگيرد نيز در نتيجه تعبير غلطى از مجسمه يكى از پادشاهان بوده است كه چنين دستمالى در دست داشته ( كتاب دوم - بند 122 ) . در حالى كه باحتمال زياد اين دستمال كه نظاير آن در دست غالب مجسمههاى باستان مشاهده مىشود نشانه چيزى خاص نبوده بلكه دستمال سادهاى بوده كه مردمان قديم براى پاك كردن دست يا صورت و يا دور كردن حشرات پيوسته با خود داشتهاند .
در بعضى از موارد ديگر برخى از افسانههاى كتاب دوم هردوت ظاهرا نتيجه تعبير غلط مفهوم يك اسم يا يك لقب معين بوده است . از اين قبيل است افسانه پسامتيك كه چون با كلاهخود آهنين خود شراب آشاميد مردم او را بپادشاهى برگزيدند .
شايد علت ايجاد اين افسانه درباره او اين بوده است كه نام اين پادشاه در زبان مصرى « مردى با ظرفى كه در آن مخلوط شراب ميسازند » و يا « سازنده ظرف شراب » تعبير ميشده است .
اكنون اين بحث پيش ميآيد كه هردوت بچه ترتيب از اطلاعاتى كه از اين گونه منابع اخذ ميكرده استفاده كرده است . اگر به قسمتى از كتاب دوم كه از بند 99 تا 142 ادامه دارد توجه شود ملاحظه خواهد شد كه مورخ پىدرپى و مكرر بگفته « كاهنان » و « ديگر مصريان » اشاره مىكند و هربار كه صحبت از تغيير پادشاهى درميان است آن را از قول كاهنان و مصريان چنين نقل مىكند : « بطوريكه كاهنان و ديگر مصريان مدعى هستند . . . » . از اين طرز نگارش ميتوان نتيجه گرفت كه ممكن است مورخ مطالبى را كه در اين قسمت از كتاب خود نقل مىكند به ترتيب تقدم و تأخر تاريخى از بعضى از كاهنان ممفيس شنيده و سپس بقول خود قسمتهائى كه خود شاهد و ناظر آن بوده بر آن افزوده است . هردوت در بند 99 كه قسمت تاريخى كتاب دوم خود را شروع مىكند چنين مينويسد : « تا اينجا هرچه گفتم نتيجه مشاهدات و تفكرات و تحقيقات خود من بود ، ولى از اينجا ببعد آنچه مصريان نقل ميكنند آنطور كه خود شنيدهام نقل ميكنم و مختصرى هم از آنچه خود به چشم ديدهام به آن اضافه ميكنم .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: هرودت
ص٨٣