بطوريكه كاهنان براى من نقل كردهاند . . . »
ولى به نظر نميرسد كه حقيقتا مورخ كهن تمام مطالبى را كه در قسمت تاريخى كتاب خود نقل مىكند يك جا از دهان كاهنان مصرى شنيده باشد و باحتمال زياد اين افسانهها و داستانهاى تاريخى را در نقاط مختلف و از منابع مختلف جمعآورى كرده است . بسيارى از آنها را در شهر ممفيس در معبد هفستوس كه براى هردوت از حيث تاريخ و ديگر مسائل سرچشمه و منبع اطلاعات مهمى محسوب ميشده است بدست آورده و بسيارى ديگر از آنها را از منابعى ديگر اخذ كرده است . مثلا عشقبازيهاى غيرعادى و نفرتآور ميكرينوس را در شهر سائيس
( Sais )
( كتاب دوم - بند 131 ) ، افسانه ساباكوس را در بوباستيس
( Boubastis )
( كتاب دوم - بند 137 - 138 ) ، سرگذشت فروس
( Pheros )
را در بوتو
( Bouto )
شنيده ( كتاب دوم - بند 111 - 133 ) .
بعضى از اين افسانهها را از مصريانى شنيده كه هنگام سفر در جريان آرام آب نيل در شهرها و دهات سر راه با آنها برخورد كرده و قسمت ديگر آن را كه ظاهرا قسمت اصلى آن محسوب مىشود در موقع بازديد معابد يا قسمتهائى از معابد كه بازديد آن براى خارجيان مجاز بوده است شنيده . دليل اين ادعا اينست كه تقريبا تمام پادشاهانى كه هردوت نام ميبرد بگفته او اثر محسوس و مرئى از سلطنت خود و حوادث و پيروزيها و فتوحات زمان خود باقى گذاردهاند كه باز بنا بگفته هردوت به صورت بناى تاريخى تظاهر كرده و بيادگار مانده است . مين
( Min )
اولين پادشاه مصريان باستان سدهائى ساخته و جريان نيل را تغيير داده و بركههائى حفر كرده و ناحيه وسيعى را زهكشى كرده بود و شهر ممفيس و معبد هفستوس را بنا كرده بود ( كتاب دوم - بند 99 ) . موريس
( Moeris )
درياچهاى احداث كرده بود كه بنام خود او بدرياچه موريس معروف شده بود . و نيز هم او بود كه رواق شمالى معبد هفستوس را بنا كرده بود ( كتاب دوم - بند 101 ) . سزوستريس سنگهاى عظيم به اين معبد حمل و مجسمههاى بزرگ در اين معبد مستقر و سراسر مصر را از مجارى آب مستور كرده بود و سطح شهرها را مرتفع ساخته بود ( كتاب دوم - بند 108 -