را در عالم خيال تسخير كنند و بر سرحدات دوردست كولشيد و نواحى سيتنشين دست يابند ( كتاب دوم - بند 102 - 103 ) .
در بعضى از قسمتهاى ديگر حس مىشود كه احساسات كينه و نفرت مردم است كه در طى قرون به احساسات اعجاب و نخستين نسبت به شخص معين مبدل شده است از اين قبيل است تحسينى كه مردم از خئوپس فرعون مستبد و سنگدلى ميكردهاند كه جمعى كثير از مردم مصر را به كار اجبارى براى برپا كردن هرم بزرگ وادار كرد .
ترديدى نيست كه خئوپس نهتنها يكى از دشمنان مذهب بود ، بلكه فرعونى بود منفور و سنگدل و بيرحم كه حتى رعايت حال نزديكان خود را نميكرد ( كتاب دوم - بند 124 - 126 ) .
بعضى ديگر از افسانههاى اين كتاب كه جنبهء انتقاد دارد بدرجهاى زياد به افسانههاى قرون وسطائى شباهت دارد . از اين قبيل است افسانه فروس
( Pheros )
كه ناپاكى جنس لطيف را بباد تمسخر ميگيرد ( كتاب دوم - بند 111 ) . برخى ديگر از افسانههاى اين كتاب درحقيقت افسانههاى اخلاقى محسوب ميشوند كه در هرقرن و عصرى ميتوان نظاير آن را يافت . از اين قبيل است در جائىكه مخالفين آمازيس دهان بانتقاد او گشوده بودند و از اينكه وى بعد از ادارهء امور كشور هرروز چند ساعتى بتفريح و عياشى ميپردازد او را سرزنش ميكردهاند و آمازيس به آنها جواب ميداد كه روح انسان نيز مانند زه كمان اگر پيوسته در حال كار و كشيدگى باشد بالاخره از كار ميافتد . ( كتاب دوم - بند 172 - 173 ) .
افسانهء دزد طرارى كه خزائن رامپسىنيت
( Rhampsinite )
را بغارت ميبرد و صاحب ثروتى عظيم مىشود شباهت زيادى با افسانههاى هزار و يكشب دارد و نظاير آن را ميتوان در افسانههاى ملى غالب اقوام جهان يافت ( كتاب دوم - بند 121 ) .
افسانه مربوط به چگونگى انتقامجوئى نيتوكريس و حيلهاى كه وى براى نابود كردن دستهجمعى دشمنان خود به كار برد و آنها را در آب غرق كرد در غالب افسانههاى ملى جهان امثال و نظايرى دارد ( كتاب دوم - بند 100 ) .