تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
126 ) ؛ بيش از نيمى از قسمت‌هائى كه بنقل تاريخ ميكرينوس اختصاص داده شده به شرح جزئيات يك واقعه خانوادگى و حيله‌هائى كه براى اثبات اشتباه پيشگوئى هاتفى به كار برده بودند اختصاصى داده شده ( كتاب دوم - بند 131 و 133 ) ؛ در بند 141 خطرى كه از جانب سناخريب پادشاه آشور متوجه مصر بوده نشانه عقوبت و مجازات غرور و كبر ستوس
( Sethos )
دانسته شده و زوال ناگهانى اين خطر بعنوان پاداش اعتماد به خداوند تعبير شده . و حتى دربارهء آمازيس كه آخرين پادشاهى است كه در كتاب دوم دربارهء او سخن گفته شده مؤلف بيشتر از زندگى خصوصى و خصوصيات اخلاقى و عياشىهاى گذشته و روابط نزديك او با كاركنان دربار خود و چگونگى بسر كردن روزها و شب‌ها و سرگذشت عشق‌هاى او سخن گفته و كمتر به بيان مطالبى كه دربارهء يك پادشاه شايسته نقل است توجه داشته ( كتاب دوم - بند 127 - 174 - 181 ) . از اين لحاظ منبع مطالبى كه هردوت در جلد دوم از تاريخ خود دربارهء مصر نقل مىكند بطور روشن معلوم نيست و نميتوان اطلاعات مورخ را در اين‌باره به منبعى صحيح و قابل اعتماد نسبت داد . « كاهنانى » كه هردوت مكرر بگفته آنان اشاره مىكند و با اصرار و ابرام گفته‌هاى خود را به آنان نسبت ميدهد درحقيقت فضلاى ساده‌اى بوده‌اند كه كتب و رسالات وقايع‌نگارى زمان خود را ميشناخته‌اند و از آنها استفاده ميكرده‌اند و همين دانشمندان بوده‌اند كه در ممفيس فهرست اسامى سيصد و سى تن از خداوندان را براى مورخ نقل كرده‌اند ( كتاب دوم - بند 100 ) و در شهر تب سيصد و چهل و پنج مجسمه متعلق به روحانيون عاليمقام خود را به او نشان داده‌اند ( كتاب دوم - بند 143 ) . اينها كسانى بوده‌اند كه شخصيت چندان برجسته‌اى نداشته‌اند و اطلاعات و سواد آنها ناچيز بوده ولى درعين‌حال نطاق و سخن‌گويان پرحوصله‌اى بوده‌اند و عادت چنين داشته‌اند كه تماشاچيان و سياحانى را كه به آن ديار قدم ميگذارده‌اند گردش و سياحت دهند و چون سياحان معمولا به شنيدن افسانه‌هاى عجيب بيش از حقايق و واقعيات اظهار اشتياق ميكنند ، افسانه‌هائى را كه در زبان مردم جارى بوده شاخ و برگ