ميدادهاند و آنها را با اعجاب و شگفتىهاى بيشترى براى اين سياحان سادهدل كه هردوت نيز محتملا يكى از آنها بوده نقل ميكردهاند .
از طرف ديگر ، حتى براى آن قسمت از تاريخ مصر كه مربوط بادوار كهن مىباشد و در افسانههاى يونانى چيزى دربارهء آن نميتوان يافت « كاهنانى » كه هردوت نام ميبرد تنها منبع اطلاعات او نميتوانند باشند . دلايل زيادى موجود است كه ثابت مىكند حتى براى اين قسمت از تاريخ مصر مؤلف از منابع ديگر نيز الهام گرفته .
در بند 125 هردوت با يكى از مترجمان حرفهاى در مصر طرف سخن قرار گرفته و قسمتى از اطلاعات خود را باستناد گفته اين مترجم كه نبايد اطلاعات صحيحى بوى داده باشد بيان كرده . معمولا اين مترجمين حرفهاى در مصر باستان زياد اطلاع دقيقى از خط هيروگليف نداشتهاند و حتى بعضى از آنها قادر به خواندن اين خط تصويرى نبودهاند ، و در اين صورت جاى تعجب است كه هردوت ترجمه يكى از متون مصر باستان را كه بر ديوار اهرام حك شده بود از يكى از آنان مطالبه كرده است ( كتاب دوم - بند 125 ) . در حالى كه معلوم نيست ترجمه اينگونه مترجمين حرفهاى از خط هيروگليف ترجمهء صحيحى بوده باشد و حتى متنى كه آنها ترجمه كردهاند يك متن تاريخى واقعى بوده باشد . باحتمال زياد اين كتيبهها كه هردوت بكمك مترجمين حرفهاى ترجمه كرده و در بند 136 و 141 نيز به آن اشاره كرده است كتيبههاى واقعى نبوده بلكه يادگار و دستخطى بوده است كه سياحان براى تفنن هنگام عبور از كنار اهرام و مجسمهها بر روى آنها نقش كردهاند . دليلى كه بر اين امر اقامه ميتوان كرد اينست كه در مصر باستان معمول نبوده كه بر روى بناهاى تاريخى و يا مجسمهها اين گونه كتيبهها حك كنند .
پس بايد نتيجه گرفت كه مؤلف علاوه بر « كاهنان » مصرى كه مكرر بگفته آنان استناد مىكند از بسيارى از محررين و مترجمين عادى نيز كه چندان اطلاعى از تاريخ مصر نداشتهاند كسب خبر كرده . دليل ديگرى كه براى اثبات اين مدعا ميتوان اقامه كرد اينست كه مؤلف خود در بند 142 در جائى كه منابع اطلاعات خود
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: هرودت
ص٧٩