در حقيقت تعبير يونانى يكى ديگر از عناوين پادشاهان مصر است كه در اصل پروتى
( Prouti )
بوده . شخصيت كسى كه هردوت آنيزيس
( Anysis )
ناميده و با نام شهر هماسم او تطبيق مىكند هنوز روشن نيست و معلوم نيست اصولا اين شخص چهكسى بوده . همچنين است شخصيت ستوس
( Sethos )
پادشاه كاهنى كه ظاهرا در موقعى سلطنت ميكرده است كه يكى از حبشيان متعلق به بيست و پنجمين سلسله سلطنتى در مصر سلطنت داشته كه هيچگونه تمايلى به امور مذهبى نداشته . ( كتاب دوم - بند 137 و 141 ) .
علاوه بر اين اشكالات كه درباره تشخيص شخصيتهاى تاريخ هردوت در مورد تاريخ مصر وجود دارد ، حتى پادشاهانى كه در تاريخ مؤلف از آنها نام برده شده و ما بتحقيق ميتوانيم با شخصيتهاى واقعى تاريخ مصر تطبيق كنيم از حيث تقدم و تأخر تاريخى هيچگونه مطابقتى با حقيقت تاريخى ندارند . مثلا فراعنهاى كه سازندگان اهرام مصر ميباشند يعنى خئوپس و خفرن و ميكرينوس كه متعلق به چهارمين سلسله سلطنتى مصر بودهاند قرنها قبل از رامسس سوم كه هردوت رامپسىنيت
( Rhampsinite )
مينامند و مدتها قبل از فراعنه هيجدهمين و نوزدهمين خاندان سلطنتى و حتى مدتها قبل از سزوستريس
( SesostriS )
فرعون خيالى دوازدهمين سلسله ميزيستهاند .
در جاى ديگر مورخ مدعى شده كه قبل از پسامتيك فقط دوازده پادشاه يكى پس از ديگرى سلطنت كردهاند كه قابل ذكر ميباشند و بين اين دوازده تن و مين
( Min )
اولين پادشاه مصر ، بيش از سيصد تن پادشاه بيكاره و تنبل سلطنت كردهاند كه حتى ذكر نام آنها ضرورى نيست ( كتاب دوم - بند 101 ) .
موضوع ديگرى كه در قسمت تاريخى كتاب دوم هردوت جلب توجه مىكند جنبهء افسانهگوئى و داستانسرائى آنست . اين طرز تاريخنويسى هم در قسمتى از تاريخ مصر كه متعلق به قديمترين ايام است مشاهده مىشود و هم نسبت به تاريخ متأخر اين كشور كه مورخ از بند 147 ببعد بنقل آن ميپردازد . اگر از مطالبى كه دربارهء بناها و ساختمانهائى كه در زمان پادشاهان مختلف احداث شده صرفنظر كنيم ، تاريخ