نيز بوده است ارزش كمترى دارد ( بند 154 ) .
در قسمتهائى كه مؤلف بهگفته مصريان و عناصر خارجى تواما متكى شده در لحن گفتار او اعتماد و اطمينان احساس مىشود ، در حالى كه هربار در ضمن شرح مطالب منحصرا بگفته مصريان متكى مىشود مطلب را بقسمى نقل مىكند كه به نظر ميآيد قصد مؤلف فقط نقل مطلب بوده و صحت يا سقم آن را تأييد نكرده .
بنابراين در قسمتهائى از تاريخ مصر كه از پسامتيك و جانشيان او بحث مىشود داستانسرائى و افسانهگوئى كمتر مشاهده مىشود ، در حالى كه قسمتى از تاريخ مصر كه جنبه افسانه دارد فاقد ارزش علمى و تاريخى مىباشد . بسيارى از وقايع مهم تاريخ مربوط به قبل از پسامتيك است بيشتر در اين قسمت از كتاب هردوت تحريف شده است . از اين قبيل است فتوحات فراعنه بزرگ در آسيا كه دربارهء آن مبالغه بسيار شده و مؤلف تمام آنها را بيك تن از سلاطين مصر نسبت داده ( كتاب دوم - بند 102 و 103 ) . همچنين دورهء تسلط حبشيان را بر مصر اشتباها به دوران سلطنت ساباكوس
( Sabacos )
محدود كرده ( كتاب دوم - بند 137 و 139 ) در حالى كه بعد از اين پادشاه حبشى سه پادشاه ديگر از حبشيان بر مصر سلطنت كردهاند كه به ترتيب شاباتاك
( Shabatak )
، تاهاراك
( Taharak )
و تانوت آمون
( Tanout - Amon )
نام داشتهاند و نيز مؤلف اغتشاش و هرجومرجى را كه قبل از شروع سلطنت پسامتيك در مصر رواج داشته به سلطنت منظم پادشاهان دوازدهگانه تعبير كرده و اين خانخانى و هرجومرج را نوعى نظام و تشكيلات واقعى جلوه داده ( كتاب دوم - بند 147 ) .
بعلاوه بعضى از وقايع مسلم تاريخ به نحوى بيان شده كه كذب آن بر ما روشن است و يا دربارهء آن بقدرى اغراق شده كه باور كردن آن امرى است دشوار . از اين قبيل است موضوع مهاجرت و عقبنشينى حبشيان كه بعقيدهء مؤلف از روى كمال ميل و در نتيجه پيشگوئى يكى از هاتفها و خوابى كه بر كسى مرئى شده بود اتفاق افتاده است ( كتاب دوم - بند 139 ) ، در حالى كه حقيقت آنست كه حبشيان را آشوريان از مصر راندند و خود از روى ميل و اراده و به صرف يك رؤياى خيالى و پيشگوئى