تاريخى ديگر حاكى است كه بر خلاف گفته هردوت خئوپس و خفرن هيچيك بچنين عملى دست نزدهاند و با خدايان به ستيز برنخاستهاند . شايد علت اين تعبير هردوت اين بوده است كه از مصريان قديم شنيده بوده كه خئوپس و خفرن براى جلوگيرى از فرار كارگرانى كه به كار اهرام مشغول بودهاند تصميماتى اتخاذ كرده بودهاند كه اين كارگران نتوانند به معابد پناهنده شوند و راهى براى فرار از كار بيابند . محتمل است هردوت گفته معاصرين مصرى را خوب درك نكرده و يك اقدام ساده دولتى را با يك اقدام ضدمذهبى اشتباه كرده باشد . ترديدى نيست كه پادشاهانى كه به بناى اهرام مصر پرداختند ( خئوپس ، خفرن و ميكرينوس ) بطوركلى چندان پاىبند اصول مذهبى نبودهاند و از اين حيث در تاريخ مصر شهرتى خاص دارند و حتى در بعضى از اسناد مصر باستان كه بر روى پاپيروس باقى مانده به اين خصوصيت آنان اشاره شده است ؛ ولى اين مختصر كافى نيست كه ادعا شود كه اين سه پادشاه يا دو تن از آنها معابد مصر را تعطيل كردند و مردم را از رفتن به معابد به كلى مانع شدند . در بند 177 هردوت مدعى است كه آمازيس پادشاه مصر قانونى وضع كرد بدين شرح تا منبع ثروت اتباع خود را مورد تحقيق قرار دهد : « هريك از مصريان هرسال بايد وسايل معيشت خود را به پادشاه ارائه دهند و هركس اين كار را نكند و مشروع بودن منابع ثروت خود را توجيه نكند مجازاتش اعدام خواهد بود . » . بعد از بيان اين مطلب هردوت مدعى است كه سولون مقنن معروف يونان نظير اين قانون را از مصر به آتن برد و در اين شهر اجراء كرد . در حالى كه قانون آمازيس در اين مورد اهميتى را كه هردوت براى آن قائل شده نداشته و اصولا به منظور تشخيص مشروع بودن منبع درآمد مصريان وضع نشده بود ، بلكه مقصود پادشاه مصر از وضع اين قانون تشخيص مبنائى بوده است براى اخذ ماليات از مصريان نه تشخيص مشروع بودن درآمدن آنها . مقايسه اين قانون با قانون سولون نيز اشتباه ديگرى است كه مؤلف مرتكب شده همچنين بعضى از مطالبى كه مورخ در قسمتهاى توصيفى جلد دوم از كتاب خود نقل مىكند بطور قطع از اشتباه تعبير او سرچشمه گرفته . از اين قبيل است در بند 74 آنجا كه مؤلف مدعى است افعى شاخدار كه قاعدة بايد جانورى موذى و خطرناك باشد جانورى است
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: هرودت
ص٧٠