مدعى شده كه فقط دختران مكلف به دستگيرى از پدر و مادر خود ميباشند و پسران چنين تكليفى نسبت به والدين خود ندارند .
در مواردى ديگر كه مؤلف نتوانسته اطلاعات خود را تكميل كند بعضى از بناهاى تاريخى مصر را كه نظاير و امثالى متعدد در مصر از آن وجود داشته در نوع خود منحصر بفرد و بىنظير دانسته و يا عادت و رسمى را كه در چند شهر يا چند ناحيه معمول بوده مخصوص يك شهر يا يك ناحيه دانسته و گاه برعكس ، عادت و رسمى را كه فقط در يك ناحيه از مصر معمول بوده براى تمام اين كشور قلمداد كرده . مثلا رسم مقدس دانستن اسب آبى فقط مخصوص شهر پاپرميس
( Papremis )
نبوده در حالى كه مؤلف اين رسم را فقط مخصوص اين ناحيه دانسته ( كتاب دوم - بند 71 ) . همچنين مقبرهاى كه در سائيس براى ازيريس ساخته شده بود در نوع خود مقبرهء منحصر بفرد مصر نبوده و در نقاط ديگر نيز نظاير آن وجود داشته ، در حالى كه مؤلف در بند 170 ظاهرا مدعى است كه نظير اين مقبره فقط در شهر سائيس وجود داشته .
صرفنظر از اشتباهاتى كه هردوت در قسمت اول از كتاب دوم خود كه اختصاص بتوصيف احوال مصر دارد نموده ( اشتباهاتى كه غالبا ناشى از جمعآورى اطلاعات ناقص و يا فقدان اطلاع كافى بوده است ) در قسمت دوم از اين كتاب نيز كه مخصوص بيان گذشته مصر و تاريخ آن تا زمان مورخ مىباشد اشتباهاتى مشاهده مىشود كه باحتمال زياد بيشتر ناشى از تفسير و تعبير غلط اطلاعات و اسنادى بوده كه مؤلف جمع - آورى كرده است . مثلا در بند 124 گفته شده كه خئوپس « تمام معابد را بست و مصريان را از اهداء قربانى مانع شد و سپس آنها را مجبور كرد كه همه براى او كار كنند . » در جاى ديگر از گفته هردوت چنين استنباط مىشود كه در زمان خفرن نيز كه بعد از خئوپس در مصر سلطنت كرد معابد مصر همچنان بسته بود و فقط در زمان ميكرينوس فرزند خفرن بود كه درهاى معابد مصر باز شد و بار ديگر مصريان به معابد خود راه يافتند ( كتاب دوم - بند 128 و 129 ) . در حالى كه اسناد و مدارك