تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
يونانيانى كه در خارج از شهرها و جزاير يونان ميزيستند هرجا كه مستقر ميشدند معبدى براى خود بنا ميكردند و يكى از اين معابد معبدى است كه آنان در شهر تب براى خود تأسيس كرده‌اند . غالب مؤلفين يونان باستان و حتى هردوت اين اشتباه را كرده‌اند و بسيارى از عادات و رسومى و اعمالى را كه از يونانيان به ملل ديگر سرايت كرده در جهت عكس تعبير كرده و آن را به آن ملت نسبت داده‌اند . از اين قبيل است افسانه تأسيس معبد دودون و ربودن زنان بدست فينيقيان كه بدون ترديد منشائى يونانى دارد ، در حالى كه هردوت مدعى است كه از دهان مصريان شنيده ( بند 54 ) . و اما افسانه هلن به نحوى كه در بند 113 نقل شده بدون ترديد بوسيله مصريان ايجاد نشده . زيرا مدتها قبل از هردوت اين افسانه در يونان بر سر زبانها بوده و در بعضى از آثار ادبى قديم‌تر نيز از آن سخن بميان آمده است . از اين جمله است قسمتى از اشعار اوديسه اثر ادبى معروف هومر كه در آن از اقامت هلن در مصر و عبور منلاس از اين كشور سخن گفته شده . در قسمت‌هائى از كتاب هكاته كه براى ما باقى مانده مكرر به اين افسانه اشاره شده است . اين افسانه كه تا اين حد در دنياى كهن اشاعه داشته بدون شك در شهر ممفيس نيز به گوش مردم اين شهر رسيده بوده و قطعا مسافرين و سياحان يونانى كه به اين شهر مسافرت ميكرده‌اند اين افسانه را براى مصريان نقل كرده‌اند و سپس مصريانى كه بعنوان راهنما يا كاركنان معابد با آنان تماس داشته‌اند آن را با احساسات ملى و تمايلات شخصى و قومى خود تطبيق داده‌اند و به صورتى درآورده‌اند كه هردوت براى ما نقل مىكند . شايد كسانى از مصريان كه منبع اطلاعات و اخبار هردوت بوده‌اند نيز چنين كرده‌اند و در جواب سؤالات مؤلف افسانه معروف را بنفع قوم و ملت خود تغيير داده و براى او نقل كرده‌اند . بموجب روايت مصريان مرد خارجى كه قهرمان اصلى اين افسانه است همين كه بساحل مصر ميرسد با خوشروئى و مهمان‌نوازى مصريان روبرو مىشود ( بند 153 ) . غلامان يك مصرى ستمگر براى فرار از ظلم ارباب خود به معبد پناهنده ميشوند و در آنجا درددل خود را