عالى اين دسته از مردم مراجعه نكرده و اطلاعات خود را غالبا از كاركنان پائين و كارمندان ساده دستگاههاى مذهبى كسب كرده ؛ و چون اين اشخاص دربارهء مذهب خود اطلاعات كافى و كامل نداشتهاند هردوت را دچار اشتباه كردهاند يا موجب نقص اطلاعات او شدهاند . حدس ديگر اينست كه او فقط با دستهاى از كاهنان تماس گرفته كه اجداد آنها يونانى بوده و يا يونانيانى بودهاند كه بمصر آمده بودند و به همين جهت است كه همهجا نظريه وحدت خدايان يونانى و مصرى كه غالبا يونانيان پيرو آن ميباشند عنوان شده است . شايد آن دسته از اهالى كميس كه اطلاعاتى به او دادهاند و مؤلف خود از به كار بردن عنوان « كاهن » براى آنان خوددارى كرده يونانيانى بودهاند كه در اين شهر ساكن بودهاند . هردوت در جائى كه از شهر كميس سخن ميگويد ، از اين شهر بعنوان « يك شهر بزرگ از ايالت تب كه در نزديكى نئاپوليس
( Neaoplis )
واقع شده بود » ياد مىكند و بعيد نيست كه نئاپوليس كه مورخ مدعى است شهر كميس در نزديكى آن قرار داشت درحقيقت يك شهر يونانى بوده باشد . و يونانيانى كه در اين محل يا در شهر مجاور آن كميس زيست ميكردهاند بدون ترديد از افسانه پرسه
( Persee )
باخبر بودهاند و دليل آن اينست كه اين افسانه خيلى زود در مصر اشاعه يافته ؛ محتمل است اين يونانيان دربارهء منشاء مصرى اين رب النوع مطالبى در كتب مؤلفين قبل از هردوت ديده باشند . از اين دسته از مؤلفين است فرسيد
( Pherecyde )
از اهل آتن كه بيش از هريك از مؤلفين باستان دربارهء پرسه قلمفرسائى كرده . معلوم نيست بچه علت اين يونانيان موطن خاندان پرسه را در كميس قرار دادهاند و او را با بزرگترين خداى مصرى اين شهر يكى دانستهاند . بدون ترديد علت آن رسم يونانيان باستان است كه در هرمورد و با مختصر اختلاف خدايان ديگر ملل را با خدايان خود تطبيق ميكردهاند و منشاء يونانى براى آنها ايجاد ميكردهاند . همانطور كه خدايان پارسى را با خدايان خود تطبيق ميكردهاند ، خدايان مصريان و ديگر ملل را نيز با خدايان خود تطبيق دادهاند شايد و همين موضوع است كه موجب پيدايش اين تعبير درباره پرسه شده است .