( Gorgone )
به افريقا ميرفت به كميس مراجعت كرد و در اين شهر خانواده خود را شناخت و از آن زمان ببعد گاهگاه در معبد خود در شهر كميس ظاهر شد و هربار كه ظاهر ميشد كفش چوبى خود را بعلامت حضور خود باقى ميگذارد ( بند 91 از كتاب دوم ) . همچنين نميتوان باور كرد كه واقعا كاهنان شهر تب براى هردوت نقل كرده باشند كه هاتف دودون
( Dodone )
و آمون
( Ammon )
درحقيقت شعبهاى از هاتف شهر تب مىباشد و مؤسسين آنها زنانى بودهاند كه مخصوص خداوند شهر تب بوده و بوسيله فينيقىها ربوده شده و به صورت كنيز در شهرهاى يونانى به فروش رفتهاند ( بند 54 از كتاب دوم ) . همچنين است در موردى كه مؤلف مدعى است كه كاهنان شهر ممفيس دربارهء ربودن هلن و جنگ تروآ و بازگشت منلاس
( Menelas )
به مصر سخن گفتهاند و در اينباره اطلاعات مخصوصى داشتهاند . آنچه هردوت در اين موارد به اهالى مصر نسبت داده و از قول آنان نقل كرده باحتمال زياد يا داستانهائيست كه خود اختراع كرده و يا افسانههائيست كه از دهان يونانيان شنيده و يا در كتاب يكى از مؤلفين يونانى خوانده است .
براى اينكه بتوان در اينباره قضاوتى صحيح كرد بايد مصريانى را كه مؤلف هنگام سياحت با آنان تماس گرفته بخصوص آنها كه دربارهء مسائل مذهبى با او گفتگو كردهاند تشخيص داد . اگر اشتباهاتى كه هردوت درباره عقايد مذهبى مصريان مرتكب شده و نواقصى كه در گفته او از اين لحاظ مشاهده مىشود در نظر گرفته شود بايد نتيجه گرفت كه محققا مصريانى كه منبع اطلاعات او بودهاند چندان صلاحيت كامل نداشتهاند . « كاهنانى » كه هردوت مكرر از آنان نام ميبرد باحتمال زياد از مقامات مذهبى برجسته مصر نبودهاند . تنها كاهنى كه عنوان او را با صراحت نقل كرده ، « كاتب خزانه مقدس آتنا » در سائيس نيز باحتمال زياد كاتبى از مقامات عالى نبوده است ( بند 28 از كتاب دوم ) . كسانى كه در ممفيس براى او تعداد سيصد و سى پادشاه از گذشته مصر شمردهاند باحتمال زياد اشخاص با اطلاعى نبودهاند ( بند 100 ) .
در مورد كاركنان معابد و خدام مذهب مصرى بايد گفت كه هردوت ظاهرا به طبقات