ديده يا فلان مطلب را از فلان كس كسب كرده جاى ترديد نيست كه مؤلف واقعا چنين كرده و نبايد گفته او را اغراق يا دروغ دانست . دربارهء هردوت زياد گفتگو شده و عدهء زيادى از مورخين او را دروغپرداز ناميدهاند و مدعى شدهاند كه بسيارى از مطالب او دروغ و كذب محض است . اتفاقا كتاب دوم هردوت تنها كتابى است كه بيش از ديگر مجلدات تاريخ اين مؤلف هدف اينگونه حملات قرار گرفته و جمعى از - محققين نسبت به صحت اظهارات مؤلف در اين كتاب ترديد كامل كردهاند . به همين جهت جاى آن دارد كه درباره ادعاى هردوت در اين موارد و استدلال مخالفين او در اين مقام بحث بيشتر و دقيقترى شود .
نميتوان انكار كرد كه هردوت در ضمن سياحتى كه در مصر درپيش گرفت به سراسر ناحيه مصب نيل مسافرت كرد و از شهرهاى نوكراتيس
( Naucratice )
و سائيس
( Sais )
و بوباستيس
( Boubastis )
ديدن كرد و مدتى در ممفيس و وهليوپوليس
( Heliopolis )
اقامت گزيد و از نزديك عظمت اهرام را تحسين كرد و دربارهء ابعاد آن تحقيق كرد . و نيز نميتوان منكر شد كه وى بناهاى اسرارآميز و تودرتوى مصريان را خود به چشم ديده است ( و شخصا در كمال صداقت اعتراف كرده كه فقط قسمتهاى زيرزمينى آن را نديده ( بند 148 ) ) و با اينكه در بند 149 در مورد مجسمههاى عظيمى كه در نزديكى درياچه موريس بوده است اشتباه كرده ، خود شخصا به ساحل اين درياچه رفته و از نزديك آن را به چشم ديده است . حتى بعضى معتقدند كه وى به سرزمين عربستان و شهر بوتو
( Bouto )
نيز سفر كرده و با اينكه مطالبى مربوط به « افعىهاى بالدار » كه مدعى است در اين ناحيه به چشم ديده چندان باور كردنى نيست در هرحال به قسمتهائى از عربستان نيز مسافرت كرده ( بند 75 ) . آنچه از ادعاى هردوت دربارهء گردشها و مسافرتهاى او قابل ترديد است سفرى است كه وى مدعى است به قسمتهاى علياى نيل و مناطق نزديك به سرچشمه آن كرده است .
هردوت مدعى است كه در مسير رود نيل تا الفانتين
( Elephantine )
كه محل آبشارهاى نيل و منطقه اسوان امروز است بالا رفته و اين ناحيه را به چشم ديده