پسامتيك
( Psammetique )
براى تشخيص اينكه كداميك از اقوام آن زمان قديمترين قوم جهان بودند نقل شده ( بند دوم ) ؛ سرگذشت مشورت ساكنان مارهآ
( Marea )
كه مايل بودند بدانند آيا آنها نيز مصرى بودند يا نبودند ( بند 18 ) ، سرگذشت فرار دستهاى از سپاهيان مصر ( بند 30 ) ؛ افسانه مسافرت جوانان نازامون
( Nasamons )
كه در جستجوى سرچشمه نيل باينسوى و آنسوى رفتند ( بند 32 ) . همچنين در بسيارى از موارد ديگر مؤلف از ذكر افسانههاى خيالى و واهى خوددارى نكرده است از اين قبيل است افسانهاى كه نقل مىكند چگونه زوس
( Zeus )
خداى خدايان توانست تقاضاى بيجاى هراكلس را رد كند ( بند 42 ) ؛ افسانهاى كه نشان ميدهد چگونه هاتف شهر دودون
( Dodone )
بوسيله زنى كه از شهر تب
( Thebes )
آمده بود تأسيس شد ( بند 54 - 55 ) و افسانه مربوط به ملاقات آرس
( Ares )
با مادرش پاپرميس
( Papremis )
و نتايجى كه از اين ملاقات حاصل شد ( بند 91 ) .
همچنانكه در قسمت اول از اين كتاب افسانهها و سرگذشتهاى خيالى و واهى زياد وارد شده است ، در قسمت دوم نيز كه اساسا خود جنبهء سرگذشت و شرح تاريخ وقايع دارد گاه مطالبى توصيفى در وصف چگونگى بناها و كارهائى كه انجام ميگرفته است مشاهده مىشود كه بيشتر با مطالب قسمت اول كتاب شبيه است . از اين قبيل است مطالبى كه در قسمت دوم دربارهء بناهاى يونى گفته شده ( بند 106 ) ، مطالب مربوط به اهرام مصر ( بند 124 - 127 - 134 - 136 ) ، گاو چوبى شهر سائيس ( بند 132 ) ، معبد بوباستيس ( بند 138 ) ، بناى تودرتو و درياچه موريس ( بند 184 - 189 ) ، بوتو
( Bouto )
و جزيره كميس
( Chemmis )
( بند 155 - 156 ) ؛ مجراى نكوس
( Necos )
( بند 158 ) ، قبر آمازيس و قبر ازيريس در سائيس
( Sais )
( بند 169 - 170 ) و بناهائى كه آمازيس در سائيس و ممفيس احداث كرده بود ( بند 175 - 176 ) .
در همين قسمت از كتاب دوم اطلاعات ديگرى دربارهء مسائل نژادى مشاهده مىشود كه چندان با شرح وقايع شباهت ندارد . از اين قبيل است مطالبى كه دربارهء تقسيم مصريان به طبقات هفتگانه گفته شده ( بند 164 ) و اطلاعاتى كه مورخ دربارهء