عامل مهمى كه در اين لشگركشى مؤثر بود يعنى انتقام حملات و مهاجمات اقوام غير آسيائى به آسيا و دفع آنان از نزديكى امپراتورى پارس سخن ميگفت . هردوت خود اين مطلب را در مورد لشگركشى داريوش به كشور سكاها ( كتاب چهارم - بند اول ) و همچنين در مورد لشگركشى بزرگ شاهنشاهان هخامنشى به يونان ( كتاب پنجم - بند 105 - كتاب ششم - بند 43 - 44 ) عنوان كرده ، در حالى كه در مورد لشگركشى كمبوجيه به مصر مدعى است كه اين واقعه بزرگ نظامى تاريخ باستان صرفا مربوط است به رفتارى كه آمازيس پادشاه مصر نسبت به خواستگارى دختر خود از طرف پادشاه پارس درپيش - گرفت ( كتاب سوم - بند اول ) . در بند 10 و 11 از كتاب سوم كه صحبت از جنگها و زدوخوردهاى مصريان با مهاجمين پارسى است جاى آن بود كه مؤلف از اهميت سپاه مصر و ارزش نظامى آن كه در بند 165 و 166 از كتاب دوم مختصر اشارهاى به آن كرده بود ياد كند .
ملخص كلام آنكه هردوت نهتنها قسمت مهمى از تاريخ خود را ( از بند دوم تا بند آخر كتاب دوم ) بهبيان مطلبى خارج از موضوع كه دربارهء مصر شروع كرده اختصاص داده است ، بلكه حتى نسبت به اين موضوع اطلاعات خود را يك جا جمع - آورى نكرده است تا ضمن شرح وقايع بار ديگر مجبور به گريز از مطلب نگردد . در سراسر شرح لشگركشى شاهنشاه هخامنشى به مصر اين رويه تكرار مىشود و مطالبى درباره اخلاق و عبارات و رسوم مصريان خارج از موضوع و بمناسبتى مقتضى نقل مىشود ولى بار ديگر رشته مطلب به شرح سرگذشت فتح مصر كشيده مىشود .
مطالب كتاب دوم از تاريخ هردوت كه سراسر دربارهء عادات و رسوم و تاريخ گذشته مصر است از حيث سلسله مطلب طورى است كه خواننده ميتواند آن را يك جا كنار گذارد و دنباله مطلب را از پايان كتاب اول به آغاز كتاب سوم وصل كند بدون اينكه در شرح وقايع اصلى ، يعنى سرگذشت خاندان هخامنشى كه مورخ بنقل آن مشغول بوده است هيچگونه نقصى وارد آيد . هرگاه اولين عبارت بند اول از كتاب دوم را مجزا و تمام مطالب اين كتاب را حذف كنيم و اين عبارت را به اولين عبارت
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: هرودت
ص٤٠