كردند . آنان مرا به داخل معبد كه بسيار بزرگ بود وارد كردند و در آنجا مجسمههاى چوبى بزرگى كه عدهء آن درست برابر عدهاى بود كه من نقل كردم « 1 » به من نشان دادند و شمردند . زيرا هريك از كاهنان بزرگ در حيات خود در اين محل مجسمههاى از خود برپا مىكند . كاهنان با نشان دادن اين مجسمهها به من و با شمردن آنها به من ثابت كردند كه هريك از آنها فرزند پدرى بودهاند كه پدر او هم در آن دسته مىباشد « 2 » . آنان از آخرين كسى كه مرده بود شروع كردند و تمام آنها را تا آخر به من نشان دادند . وقتى هكاته شجرهء نسب خود را به آنان ارائه داد و شانزدهمين جد خود را يكى از خدايان معرفى كرد آنان شجرهء نسبى براساس اين ارقام به او ارائه دادند و گفته او را نپذيرفتند و باور نكردند كه مردى از خدايان به دنيا آيد . آنان اين شجرهء نسب را به ترتيب زير به او ارائه دادند : آنان اظهار كردند كه هريك از اين مجسمههاى بزرگ يك پيروميس « 3 » است كه از پيروميس ديگرى زاده شده و بدين ترتيب اين نزول از پيروميس به پيروميس را تا سيصد و چهل و پنج مجسمه رساندند « 4 » بىآنكه آنها را به خدائى يا نيمهخدائى وصل كنند . اگر پيروميس را به زبان يونانى ترجمه كنيم معناى آن « مرد خوب » است .
144 - بدين ترتيب بطوريكه كاهنان ثابت كردند ، تمام آن مجسمهها نماينده كسانى بودند كه انسان بودند و با خدايان تفاوت زيادى داشتند . آنها مدعى بودند كه قبل از اينها كسانىكه در مصر سلطنت كرده بودند خدايانى بودهاند كه با بنى نوع
هامش
( 1 ) - يعنى تعداد 341 پادشاهى كه در مصر سلطنت كرده بودند .
( 2 ) - مقصود اينست كه هر سيصد و چهل و يك تن سلطنت را از پدر به ارث برده بودند و پدر در پسر بسلطنت رسيده بودند و هيچگاه سلسله زنجير خاندان آنان قطع نشده بود .
( 3 ) - پيروميس( Piromis )اصطلاح يونانى پيرومى( Pi - romi )مصرى است كه به معناى « انسان » است . مصريان در حجاريهائى كه خود را در كنار اقوام ديگر نشان ميدادند در كنار صورتهاى مصرى اين كلمه را حك ميكردند .
( 4 ) - كمى بالاتر در همين بند هردوت مدعى است كه تعداد اين مجسمههاى بزرگ 341 بود در حالى كه در اين عبارت مدعى است كه از آن بتعداد 345 يعنى چهار مجسمه بيشتر به هكاته نشان دادند . چون هكاته در حدود صد سال زودتر از هردوت از اين معبد گذشته بود بفرض اينكه هرصد سال سه نسل بر آن اضافه شده باشد بايد در زمان هردوت تعداد آن بيشتر باشد نه كمتر .