141 - بعد از او ( به شرحى كه براى من نقل كردهاند ) يكى از كاهنان هفستوس « 1 » كه ستوس « 2 » نام داشت سلطنت كرد . ظاهرا اين پادشاه نسبت به طبقات نظامى مصر نه تنها توجهى نداشت بلكه نسبت به آنها بىاعتنا بود و تصور ميكرد كه به آنها احتياجى نخواهد داشت . علاوه بر آزارهاى ديگرى كه به آنها وارد كرد زمينهائى را كه هريك از آنها به مقدار دوازده آرور « 3 » در زمان پادشاهان سلف بعنوان عطيه مخصوص پادشاه دريافت كرده بودند از آنها گرفت . به همين جهت وقتى بعدها سنا خريب « 4 » با سپاه بزرگى از اعراب و آشوريها به مصر آمد ، طبقات نظامى مصر از كمك به او امتناع كردند « 5 » . اين كاهن كه دچار مشكلى عظيم شده بود ناگزير به معبد رفت و در برابر مجسمه خداوند بخاطر سرنوشتى كه وى را تهديد ميكرد زارى كرد . در موقعى كه به گريه مشغول بود خواب او را فراگرفت و در خواب ديد كه خداوند در كنار او ايستاده و او را تشويق مىكند و اطمينان ميدهد كه اگر بمقابله سپاه اعراب رود هيچ واقعه ناگوارى براى او روى نخواهد داد ، زيرا خداوند خود براى او كمك خواهد فرستاد . ستوس باعتماد آنچه در خواب ديده و شنيده بود
هامش
( 1 ) - هفستوس( Hephaistos )يا وولكن( Vulain )خداوند آتش و آهن .
( 2 ) - ستوس( Sethos )- بين فراعنه مصر چنين نامى مشاهده نميشود و معلوم نيست مقصود هردوت از ستوس چه كسى است حدس زده مىشود كه اين نام عنوان مقام كاهن مورد بحث بوده است كه هردوت با نام او اشتباه كرده . هجوم سناخريب به مصر در زمان تيرهاكا( Tirhaka )در سال 701 قبل از ميلاد اتفاق افتاده .
( 3 ) - آرور( Aroure )واحد سطح در مصر باستان و برابر مربعى بود كه هرضلع آن صد آرنج طول داشت . براى توضيح بيشتر دربارهء اين واحد سطح رجوع شود به بند 168 همين كتاب كه هردوت خود توضيح بيشترى دربارهء آن ميدهد .
( 4 ) - سناخريب( Sennacberib )پادشاه آشور از 705 تا 681 قبل از ميلاد . فرزند و جانشين سارگن دوم بود و به كلده و فلسطين و ارمنستان و ماد و عربستان و مصر لشگر كشيد و با وجود اين اشتغالات نظامى بامور داخلى كشور خود نيز پرداخت و سرانجام بدست فرزند خود بقتل رسيد . وى از پادشاهان قهار و معروف آشور است .
( 5 ) - اين واقعه به شرحى كه گفته شد در سال 701 قبل از ميلاد در زمان تيرهاكا( Tirhaka )اتفاق افتاد نه در زمان پادشاهى كه هردوت از او نام ميبرد .