تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
حيرت شد « 1 » . و چون مهر او دست نخورده بود و در اطاق بسته بود نميدانست چه‌كسى را مورد اتهام قرار دهد . پادشاه براى بار دوم و سوم گنجينه را گشود و هربار مشاهده كرد كه از مقدار پول كسر مىشود ( زيرا دزدان همچنان به دزدى خود ادامه ميدادند ) . پس او متوسل به اين تدبير شد : بدستور او تله‌هائى ساختند و آنها را اطراف ظروفى كه محتوى پول بود قرار دادند . دزدان طبق معمول آمدند و يكى از آنها به داخل رفت . همين كه او به ظرفى كه قصد داشت به آن دستبرد زند نزديك شد در دام افتاد . بمحض اينكه متوجه شد كه در چه وضع بدى گرفتار شده برادر خود را طلبيد و وضع خود را به او نشان داد و او را سوگند داد كه هرچه زودتر به داخل وارد شود و سر او را از تن جدا كند تا اگر او را ديدند و شناختند برادر او نيز دچار مهلكه نشود . برادر ديگر نظر او را پسنديد و قانع شد و آنچه او گفته بود انجام داد و بار ديگر سنگ را در جاى خود قرار داد و سر برادر را برگرفت و به خانه رفت . - وقتى هوا روشن شد پادشاه باطاق وارد شد و از اينكه اندام دزد بىسر در دام افتاده بود متحير و مبهوت شد زيرا دستخوردگى در بنا نبود و در ورودى و خروجى در آن يافت نميشد . پادشاه درعين حيرت و ناراحتى چنين كرد : وى امر كرد جسد دزد را به ديوار آويختند « 2 » و كسانى نيز براى محافظت آن گماشت و به آنان امر كرد هركس را كه ديدند در برابر آن جسد زارى و ندبه كرد بگيرند و بنزد او برند . وقتى جنازه را به ديوار آويختند مادر دزد خشمگين شد و برادر زندهء او را سرزنش كرد و به او امر كرد بهروسيله‌اى كه ممكن است جسد برادر را از ديوار پائين كشد و با خود بياورد و او را تهديد كرد كه اگر در اين كار كوتاهى
هامش
( 1 ) - در عهد باستان عادت عمومى بر اين بود كه پول را در ظروف جداگانه انباشته ميكردند و سپس در اطاق يا محفظه‌اى كه بايد حفظ شود جاى ميدادند . ( 2 ) - مجازات اعدام با دار يكى از مجازاتهاى عادى در مصر باستان بود . گاه اتفاق ميافتاد كه جنازهء گناهكارى را براى تنبيه كردن ديگران مدتى بديوارى ميآويختند . آمنوفيس دوم( Amenophis )براى اينكه قدرت و عظمت خود را برخ اتباع خود بكشد امر كرد جنازه شاهزادگان سورى را كه اسير كرده بود مدتى بر ديوارهاى شهر تب بياويزند .