تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
سپس براى شوخى گونه راست تمام مستحفظين را تراشيد « 1 » و جسد را بر پشت خرهاى خود نهاد و به خانه بازگشت و آنچه مادر به او دستور داده بود انجام داد . - وقتى به پادشاه خبر دادند كه جسد دزد را دزديده‌اند دچار خشمى شديد شد . و چون تصميم گرفت بهرترتيب است مردى را كه بچنين كارهاى ماهرانه‌اى دست زده بيابد به تدبيرى كه شرح مىدهم و براى من بسيار شگفت و باور نكردنى است دست زد : وى دختر خود را در فاحشه‌خانه‌اى گذارد و به او امر كرد كه تمام كسانى كه به ملاقات او ميآيند بپذيرد ولى قبل از اينكه با آنها نزديك شود هريك از آنها را مجبور كند ماهرانه‌ترين و بيرحمانه‌ترين كارى را كه در عمر خود انجام داده‌اند براى او نقل كنند و اگر كسى آنچه دربارهء آن دزد اتفاق افتاده بود نقل كرد او را نگهدارد و مانع خروج او شود . دختر باجراى آنچه پدر به او توصيه كرده بود پرداخت . دزد كه دانسته بود اين ماجرا براى چه مقصود است ، چون ميخواست بازهم نكته‌هائى از جسارت خود به پادشاه نشان دهد چنين كرد : وى بازوى مردى را كه بتازگى مرده بود از بيخ بريد و در حالى كه آن بازوى بريده را زير قباى خود مخفى كرده بود به راه افتاد و بنزد دختر پادشاه رفت . و وقتى دختر پادشاه همان سؤالهائى را كه از ديگران ميكرد از او نيز كرد پاسخ داد كه بيرحمانه‌ترين عمل عمر خود را روزى انجام داده كه در خزانه شاهى سر برادر خود را كه در دام افتاده بود از بدن جدا كرده و ماهرترين كار خود را روزى انجام داده كه مستحفظين دولتى را مست كرده و جسد برادر را كه از دار آويخته بودند ربوده همين كه دختر اين سخن را ميشنود تصميم ميگيرد او را بگيرد . ولى دزد در تاريكى بازوى مرده را بسوى او دراز مىكند و دختر آن را ميربايد و بتصور اينكه بازوى طرف است آن را نگهميدارد . ولى دزد آن بازو را رها مىكند و بسوى در ميرود و ميگريزد .
هامش
( 1 ) - مردم مصر عادة صورت خود را ميتراشيدند ، ولى از زمان نوزدهمين سلسله فراعنه مصر سربازان خارجى كه در سپاه مصر وارد شدند دسته جديدى تشكيل دادند كه معمولا ريش بلند داشتند .