« پوليدامن « 1 » زوجه تون « 2 » آنراباو »
« داده بود ، در گذشته ، در خاك حاصلخيز »
« مصر ، كه از خاك آن انواع گياهان ميرويد »
« بعضى گياهان مفيدند كه در كنار گياهان سمى ميباشند » « 3 »
و در جاى ديگر منلاس « 4 » به تلماك « 5 » چنين ميگويد .
« در مصر بود كه من ميخواستم از اين كشور برگردم »
« ولى خدايان مرا كه به نذر خود وفا نكرده بودم مانع شدند » « 6 »
از اين اشعار هومر معلوم مىشود كه او كاملا از سرگردانى اسكندر در مصر با اطلاع بوده ؛ زيرا سوريه با مصر مجاور است و فينيقىهائى كه شهر صيدون به آنها تعلق دارد در سوريه سكونت دارند .
هامش
( 1 ) -Polydamna( 2 ) - تون( Thon )كه همان تونيس( Thonis )نگهبان شعبه رود نيل است كه اين وقايع در قلمرو او رويداده بود و در بند 113 از او ياد شد .
( 3 ) - اوديسه ، كتاب چهارم ، بند 227 و بعد و همچنين بند 351 و 352 - قسمتهائى از ايلياد و اوديسه كه هردوت براى اثبات مدعاى خود نقل مىكند ظاهرا در جاى مناسب نقل نشده و بهتر بود در آخر بند 119 نقل ميشد زيرا در اين بند هردوت مدعى است كه هلن در مصر مدتى اقامت كرد و منلاس از مصر عبور كرد و هر دوى اين دو نفر را باد مخالف به مصر كشانيد . از دو حال خارج نيست : يا اين نقل قول را استنساخكنندگان بعدى به متن اصلى تاريخ هردوت اضافه كردهاند و يا هردوت خود آن را در حاشيه نسخه اصلى گنجانيده كه بعدا سر فرصت آن را در جاى مناسب قرار دهد و بعدها استنساخكنندگان اشتباه كردهاند و بجاى اينكه آن را در پايان بند 119 قرار دهند در جاى ديگر قرار دادهاند .
( 4 ) - منلاس( Menelas )پادشاه اسپارت و برادر آگاممنون - هلن معروف كه بدست پاريس ربوده شد و موجب بروز جنگ تروآ گرديد زوجه اين شخص بود .
( 5 ) - تلماك( Telemaque )پسر اوليس( Ulysse )و پنلوب( Penelope )كه پدرش در طفوليت او عازم جنگ تروآ شد و او در جستجوى پدر به سياحت و گردش گرد جهان پرداخت و بعدها فنلون نويسنده معروف قرن هفدهم فرانسه افسانه سفرهاى او را به صورت كتابى تحت عنوان « حوادث تلماك » تدوين كرد .
( 6 ) - اوديسه ، كتاب چهارم ، بند 351 .