تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
در قديم معمول بود در زمان من نيز مرسوم بود . پس همين كه بردگان و خدمتگذاران اسكندر از مقررات اين معبد باخبر شدند ارباب خود را ترك كردند و به آن معبد رفتند و به حال زار زانو زدند و به قصد اينكه باسكندر زيانى وارد كنند او را متهم كردند و جزئيات سرگذشت او و هلن و اهانتى را كه بر منلاس « 1 » وارد شده بود نقل كردند . آنان اين اتهامات را در حضور كاهنان و نگهبان اين شعبه از رود نيل كه تونيس « 2 » نام داشت بر زبان جارى كردند . 114 - همين كه تونيس سخنان آنان را شنيد باشتاب كس بنزد پروته در ممفيس فرستاد و بوى چنين پيغام داد : « شخصى خارجى از اهالى تروآ بدين محل وارد شده كه در يونان مرتكب عملى زشت گرديده . وى زن ميزبان خود را فريب داده و با خزائن گرانبها همراه خود آورده . باد او را از راه منحرف كرده و به خاك تو آورده . آيا ما بگذاريم او سالم از اينجا بادبان بركشد يا آنچه همراه دارد از او باز گيريم ؟ » در جواب اين سوال ، پروته كسى مأمور كرد و چنين پيغام داد : « چون اين مرد بطرزى ناپسند بميزبان خود اهانت كرده ، هركه هست او را دستگير كنيد و نزد من آوريد تا بدانم چه جوابى دارد كه بگويد . » 115 - همين كه تونيس اين دستور را گرفت اسكندر را دستگير كرد و كشتيهاى او را ضبط كرد . آنگاه او را بهمراهى هلن و گنجينه‌ها و خدمتگذارانى كه بدرگاه خداوند استغاثه ميكردند از ساحل بسوى ممفيس فرستاد « 3 » . وقتى همهء آنها را انتقال دادند پروته از اسكندر پرسيد كه كيست و از كجا از راه دريا ميآيد . اسكندر نسب خود را بازگفت و نام كشور خود را بيان كرد و مبدء حركت خود در اين سفر بحرى فاش ساخت آنگاه پروته از او پرسيد كه هلن را از كجا آورده است
هامش
( 1 ) - منلاس( Menelas )پادشاه معروف اسپارت و برادر آگاممنون كه زوجه‌اش هلن بوسيله پاريس( Paris )ربوده شد و اين واقعه منجر به جنگ معروف و افسانه‌اى تروآ گرديد . ( 2 ) -Thonis( 3 ) - دربارهء منشاء اين افسانه و مطالب بند 119 رجوع شود به توضيح خارج از متن .