كمتر نبود بخصوص توانسته بود اقوام سيت را نيز مطيع كند ، در حالى كه داريوش نتوانسته بود بر اين قوم پيروز شود . و بنابراين وقتى داريوش از حيث فتوحات خود از سسوستريس پيش نبود ، شرط انصاف نبود كه جلوى مجسمههائى كه او نصب كرده بود مجسمهاى نصب كند . بطوريكه كاهنان نقل ميكنند داريوش با اين موضوع موافقت كرد .
111 - بطوريكه كاهنان نقل كردهاند ، همين كه سسوستريس درگذشت سلطنت به پسرش فروس « 1 » رسيد . اين شخص هيچ عمل نظامى بزرگى انجام نداد ولى در نتيجه حادثهاى كه در زير شرح مىدهم كور شد : در آن زمان رود نيل بشدت طغيان كرده بود بقسمى كه آب آن بارتفاع هيجده آرنج رسيده و كشتزارها به زير آب رفته بود . در اين موقع بادى شديد وزيدن گرفت و امواجى شديد بر روى آب ايجاد كرد . بطوريكه نقل ميكنند ، اين پادشاه كه دچار غرورى جنونآميز شده بود ، خنجرى بدست گرفت و آن را ميان امواج خروشان افكند . بلافاصله بعد از اين واقعه چشمان او درد گرفت و از دو چشم نابينا شد . مدت ده سال كور بماند ؛ در سال يازدهم هاتفى از معبد شهر بوتو « 2 » رسيد و اعلام كرد كه دورهء كفاره گناه سپرى شده و اگر چشمان خود را با ادرار زنى كه فقط با شوهر خود مربوط بوده و با مردى ديگر رابطه نداشته شستشو دهد بار ديگر بينا خواهد شد . گويا فروس ابتدا با ادرار زن خود آزمايش كرد و چون همچنان نابينا ماند پىدرپى با ادرار بسيارى از زنان ديگر نيز امتحان كرد . وقتى بار ديگر چشمانش بينا شد تمام زنانى را كه با ادرار آنها آزمايش كرده بود باستثناى زنى كه ادرار او چشمانش را بينا كرده بود در شهرى كه امروز اريتره پولوس « 3 » ( سرزمين سرخ ) نام دارد گرد آورد .
هامش
( 1 ) - فروس( Pheros )يا فرون( Pheron )درحقيقت همان « فرعون » است كه عنوان تمام پادشاهان مصر بود و هردوت آن را اسم خاص تصور كرده . درباره اين اسم و آنچه مؤلف در اين بند نقل مىكند رجوع شود به توضيح خارج از متن .
( 2 ) -Bouto( 3 ) -Erythre Bolos- امروز شهرى به اين نام كه سرزمين سرخ معنى ميدهد و كشتارگاهى را در نظر مجسم مىكند وجود ندارد و معلوم نيست آيا اين شهر هم مانند خود داستان واهى و خيالى بوده يا واقعا حقيقت داشته . آنچه مسلم است ريشه فروس در زبان لاتن به معناى خونخوار و بيرحم باقى مانده و در اشتقاقات اين گونه مفاهيم به كار ميرود .