معروف است . من حدس ميزنم كه اين يكى از معابد هلن « 1 » دختر تندار « 2 » است ، زيرا بطوريكه شنيدهام هلن نزد پروته اقامت گزيد و بعلاوه او را آفروديت خارجى مينامند . از طرف ديگر براى هيچيك از معابد ديگرى كه بنام آفروديت موجود است صفت خارجى وجود ندارد .
113 - چون من دربارهء هلن از كاهنان استفسار كردم آنان افسانه او را براى من چنين نقل كردند : پس از آنكه اسكندر « 3 » او را از اسپارت ربود بادبان برافراشت و بسوى كشور خود گريخت . ولى وقتى به درياى اژه رسيد باد مخالف او را به درياى مصر راند . و چون باد متوقف نشد از آنجا به خاك مصر رانده شد و به تاريشه « 4 » و محلى از مصب نيل رسيد كه امروز به مصب كانوپ « 5 » معروف است . در ساحل اين محل معبدى از هراكلس بود كه امروز هم باقى است « 6 » . اگر بردهاى متعلق بهركس به اين معبد پناهنده شود و خود را وقف خداوند كند و براى اثبات آن بر روى بدن خود خالهاى مقدس « 7 » بكوبد دستگير كردن آن برده جايز نيست . اين رسم به همان ترتيب كه
هامش
( 1 ) - هلن( Helene )از شاهزادگان يونان باستان ، دختر لدا( Leda )و خواهر كاستور( Castor )و زوجهء منلاس( Menelas )بود كه به علت جاذبه و زيبائى خاص خود بوسيله پاريس( Paris )ربوده شد . و چون يونانيان براى نجات او به شهر تروآ لشگر كشيدند جنگ معروف افسانهاى تروآ پيش آمد كه بنام هلن به جنگ تروآ هلن معروف است .
( 2 ) - تندار( Pyndar )پادشاه افسانهاى اسپارت و شوهر لدا و پدر هلن معروف .
( 3 ) - همان پاريس( Paris )معروف است كه فرزند دوم پريام( Priam )و هراكلس( Heracles )بود و هلن زيبا و زوجه منلاس( Menelas )را ربود و موجب بروز جنگ معروف تروآ( Troie )شد . در مورد منلاس رجوع شود به توضيح بند يك صفحه بعد اين كتاب .
( 4 ) - تاريشه( Tarichees )بايد نام محلى باشد كه در آن معادن نمك زياد بوده .
بطوريكه سترابون نقل مىكند در ساحل افريقا چند جزيره وجود داشت كه به همين نام خوانده ميشد ( سترابون - كتاب هفدهم . بند 3 و 16 ) .
( 5 ) - كانوپ( Canope )از شهرهاى مصر باستان كه در نزديكى درياى مديترانه بر ساحل يكى از شعب نيل كه به همين نام است ساخته شده بود و بافتخار كانوبوس( Canobos )كشتىبان منلاس كه در اين محل درگذشت بنام او چنين ناميده شد ( استرابون ، كتاب هفدهم . بند 1 و 17 ) .
( 6 ) - اين معبد در محلى بود كه بعدها بنام هراكلس به هراكليون( Heracleion )معروف شد .
( 7 ) - پردههائى كه در معابد مصرى خدمت ميكردند با خالكوبى مخصوصى مشخص ميشدند .