تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و وقتى آن زنان همه در آن محل جمع شدند آنانرا با شهر به آتش سوزانيد . و آن زنى را كه ادرارش چشمان او را بينا كرده بود به عقد ازدواج خود درآورد . وقتى اين پادشاه از نابينائى نجات يافت به تمام معابد معروف هدايائى تقديم كرد . و بخصوص آنچه بيش از همه قابل ذكر است اشياء تماشائى است كه به معبد خورشيد اهدا كرده و عبارتند از دو ستون سنگى كه هردو از سنگ يك - پارچه حجارى شده بود و هريك از آنها صد آرنج « 1 » ارتفاع و هشت آرنج عرض داشت « 2 » . 112 - بطوريكه كاهنان نقل كرده‌اند ، بعد از اين پادشاه سلطنت بيكى از ساكنان ممفيس كه نام او به يونانى پروته « 3 » بود رسيد . اكنون در ممفيس از اين پادشاه حصار مقدسى باقى است كه بسيار زيبا و مزين است و در جنوب معبد هفستوس قرار دارد . گرد اين حصار فينيقىهاى شهر صور « 4 » سكونت دارند و تمام اين محله را محله صوريها مينامند . در حصار پروته معبدى است كه به معبد آفروديت « 5 » خارجى
هامش
( 1 ) - آرنج واحد طول در يونان باستان و برابر يك پا و نيم يا 144 ميليمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) . ( 2 ) - يكى از ستونهاى سنگى كه بوسيله سانوسرت اول( Sanwosret I )نصب شده هم امروز در مقابل ويرانه‌هاى هليوپوليس باقى است كه قسمتى از آن در خاك مدفون شده و قسمت ديگر آن در حدود بيست متر از خاك بيرون است . ( 3 ) - پروته( Protee )نام پير سالخورده دريانورد افسانه‌ايست كه بحكايت افسانه‌هاى يونان باستان سالها در سواحل مصر به دريانوردى مشغول بوده و همان كسى است كه در اوديسه منلاس( Menelas )با او مشورت مىكند . معلوم نيست بين اسم شخص خيالى و يكى از پادشاهان مصر باستان چه ارتباطى موجود بوده كه هردوت اين نام را بيكى از فراعنه مصر نسبت داده است . دربارهء اين اسم رجوع شود به توضيح خارج از متن . ( 4 ) - صوريا تير( Tyr )از شهرهاى بزرگ فينيقى باستان كه بوسيله اهالى صيدون ساخته شده و درگذشته شهرت زيادى از حيث تجارت و صنعت پارچه‌بافى داشته امروز از اين شهر بزرگ قسمت كوچكى در جمهورى لبنان باقى است . ( 5 ) - آفروديت( Aphrodite )يا ونوس( Venus )الههء زيبائى و جمال در يونان باستان . شايد توصيف « خارجى » اشاره به فينيقى بودن آن الهه است و در اين صورت آفروديت خارجى همان آستارته( Astarte )فينيقىها بايد باشد .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 193 | هرودت / هادى هدايتى