در اصل ساكن شهر آنها بوده و دانه و لينكوس « 1 » از اهالى كميس بودهاند كه در كشتى نشستهاند و عازم يونان شدهاند . وقتى شجره نسب اين دو نيمهخدا را ترتيب ميدهند به پرسه ميرسند « 2 » . اهالى كميس ميگفتند كه پرسه همانطور كه يونانيان اظهار ميكنند براى آنكه سر گورگون « 3 » را از ليبى باز آورد به مصر آمد و بخصوص بنزد اهالى كميس رفت و در آنجا تمام خويشان خود را شناخت . در موقعى كه به مصر حركت ميكرد نام كميس را از مادر خود آموخت و بدستور خود او بود كه جشنهاى ورزشى را بافتخار او برپا ميكردند .
92 - تمام عاداتى كه ما از آن سخن گفتيم در نزد مصريانى كه در قسمت علياى منطقه باتلاقى زيست ميكنند معمول است . آنها كه در منطقه باتلاقها زيست ميكنند « 4 » بطوركلى تابع همان آداب و رسومى هستند كه بين مصريان ديگر معمول است و بخصوص مانند يونانيان هريك با يك زن زندگى ميكنند . ولى براى اينكه آذوقه زيادى بدست آورند تدبيرى انديشيدهاند كه چنين است : وقتى رود نيل از آب پر مىشود و دشتها به صورت دريا درميآيند نوعى شقايق كه مصريان لوتوس « 5 » مينامند به مقدار زياد در آب ميرويد . مصريان اين گلها را ميچينند و در آفتاب خشك ميكنند و مغز لوتوس را كه شبيه خشخاش است خارج ميكنند و ميكوبند و با آن نانى درست ميكنند كه با حرارت آتش مىپزند . ريشهء اين گياه نيز قابل مصرف است ، مزه آن نسبتا شيرين و شكل آن گرد و به درشتى
هامش
( 1 ) - لينكوس( Lynchos )يا لينسه( Lyncee )يكى از اهالى آرگوس بود كه معروف است چشمانى نافذ داشت و نور آن از حجاب ديوار ميگذشت .
( 2 ) - اين شجره نسب چنين ترتيب داده شده بود : پرسه فرزند دانه( Danae )دختر آكريزيوس( Acrisios )پسر آباس( Abas )پسر هيپرمنستر( Hypermnestre )دختر دانه( Danae )و لينكوس( Lynchos ).
( 3 ) - گورگون( Gorgon )نام سه تن از غولهاى افسانهاى باستان است كه بهركس نظر ميافكندند او را به سنگ مبدل ميكردند . گورگونها سه تن بودند كه معروفترين آنها مدوز( Meduse )بود كه افسانه حاكى است بدست پرسه كشته شد .
( 4 ) - يعنى در ناحيه مصب و بين شعب رود نيل .
( 5 ) -Lotus