ميدانم ولى مناسب نميدانم كه در اينجا نقل كنم . و اما چگونگى قربانى كردن خوك براى سلنه چنين است : همين كه حيوان را قربانى كردند انتهاى دم و طحال و شكمبهء حيوان را گرد ميآورند و تمام چربى كه در ناحيه شكم حيوان است بر روى آن قرار ميدهند و سپس تمام آن را ميسوزانند . بقيه گوشت حيوان را در روز شب ماه تمام كه قربانى انجام گرفته مصرف ميكنند و در هيچ روز ديگر از آن نميخورند . بيچيزانى كه مالى چندان ندارند با خمير صورتهائى از خوك ميسازند و ميپزند و سپس آن را قربانى ميكنند .
48 - يكروز قبل از جشن ديونيزوس « 1 » هريك از مصريان يك خوك جلوى خانه خود قربانى مىكند و گوشت آن را به همان خوكچرانى ميدهند كه آن را به او فروخته .
بقيه تشريفات جشن ديونيزوس بين مصريان كاملا شبيه تشريفات اين جشن بين يونانيان است ، با اين تفاوت مختصر كه در جشن مصريان آواز دسته جمعى وجود ندارد و همچنين بجاى فالوس
( Phallus )
« 2 » چيز ديگرى اختراع كردهاند بدين معنى كه مجسمههاى كوچك مفصل دارى ساختهاند كه در حدود يك آرنج « 3 » طول دارد و با ريسمانهائى به حركت درميآورند بطوريكه آلت رجوليت آنها كه به اندازه تمام بدن مجسمه است به حركت درميآيد . اين مجسمههاى كوچك را زنان در دهات و قصبات حركت ميدهند . اين زنان در حالى كه يكنفر نينواز در
هامش
( 1 ) - ديونيزوس( Dionysos )خداى يونانى است كه در لاتن باكشوس( Bacchus )و در مصر باستان ازيريس( Osiris )نام داشته . باكشوس خداوند شراب و فرزند ژوپيتر ( زوس ) بوده كه در غالب كشورهاى باستان جشنهاى مفصلى در عرض سال بافتخار او برپا ميكردهاند .
( 2 ) - فالوس( Phallus )اصطلاح قديم و به مراسم و تشريفات رسمى اطلاق ميشده است كه طى آن برخى از اقوام عهد عتيق تصوير و مجسمهاى از آلت رجوليت انسان را در كوچههاى شهر به هيئت اجتماع گردش ميدادند و شادى مينمودند . اين مراسم جنبه مذهبى داشت . مشاهدات هردوت در مورد چگونگى برگزارى اين تشريفات بطوريكه در متن اين كتاب ملاحظه مىشود واقعا جالب و شنيدنى است .
( 3 ) - آرنج واحد اندازه در يونان باستان و برابر يك پا و نيم يا 444 ميليمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه درباره واحد اوزان و مقادير در يونان باستان ) .