ميدارند بطوريكه وقتى آن حيوان ميمرد تمام مردم مندس عزادار ميشوند « 1 » .
در زبان مصرى كلمه مندس به خداى پان و بز هردو اطلاق مىشود . در زمان من در اين ايالت مصر كه مندس نام دارد اين اعجاز شگفت اتفاق افتاد : بزى علنا و آشكارا با زنى نزديكى كرده بود و اين واقعه بدرجه شياع رسيده بود و همه از آن باخبر بودند .
47 - مصريها خوك را حيوانى ناپاك ميدانند به حدى كه اگر كسى هنگام عبور با آن تماس مختصر بيابد با لباس خود را در آب رود ميشويد . خوك بانها با اينكه از نژاد مصرى هستند تنها كسانى هستند كه حق ندارند در هيچيك از معابد مصر وارد شوند . هيچكس حاضر نيست دختر خود را به ازدواج آنها دهد يا با زنى از آنان ازدواج كند ، بقسمى كه آنها دختران خود را بين خود بعروسى ميدهند و مردان آنها نيز از بين خود زن انتخاب ميكنند . مصريان جايز نميدانند كه به غير از خداى سلنه « 2 » و ديونيزوس « 3 » براى ديگر خدايان خوك قربانى كنند و فقط براى اين دو خدا است كه در موقع ماه تمام تواما خوك قربانى ميكنند و آنگاه گوشت آن را ميخورند « 4 » .
چگونه است كه در موقع ديگر جشنها مصريان خوك را با نفرت و انزجارى خاص در مراسم قربانى ممنوع ميكنند در حالى كه در مواقع اين جشن همين حيوان را قربانى ميكنند . در اين باره مصريان داستانى نقل ميكنند كه من آن را
هامش
( 1 ) - با وجود اظهار صريح هردوت و ديگر مورخان يونان عقيده عمومى مورخان اينست كه حيوان مقدس مندس ميش بوده است به بز .
( 2 ) -( Selene )بعضى تصور ميكنند اين همان الههايست كه نخب( Nekheb )نام دارد و بعضى ديگر تصور ميكنند كه اين همان ايزيس( Isis )معروف مصر باستان است .
در هرحال چون مقصود هردوت از ديونيزوس همان ازيريس( Osiris )معروف است سلنه نيز بايد قاعدة همان ايزيس باشد .
( 3 ) -Dinysos- هردوت نام اين خداى باستانى يونان را براى ازيريس( Osiris )خداى مصريان به كار ميبرد .
( 4 ) - اين عمل را مصريان ضمن انجام تشريفات جشنى كه پاميلى( Pamylies )ميناميدند انجام ميدادند .