به نظر من چنين ميآيد كه به كلى از خصوصيات و عادات و رسوم مصريان بىاطلاعند .
مردمانى كه بموجب قانون الهى حتى حق ندارند باستثناى خوك و گاو نر و گوساله نر پاك و غاز « 1 » حيوان ديگرى قربانى كنند چگونه ممكن است انسان براى خدايان قربانى كنند ؟ بعلاوه ، چگونه ممكن است كه هراكلس كه در آن وقت تنها بوده و بقول خود آنها انسانى بيش نبوده بتواند هزاران نفر را بقتل رساند .
در هرحال من از خداوندان و قهرمانان استدعا دارم كه آنچه در اين باره نقل كردم به چشم بد ننگرند .
46 - اكنون شرح مىدهم كه بچه دليل مصريانى كه بدانها اشاره كردم بز و بزغاله را قربانى نميكنند . اهالى مندس « 2 » عدهء خداوندان پان « 3 » را هشت ميدانند و معتقدند كه اين خداوندان هشتگانه قبل از خداوندان دوازدهگانه ميزيستهاند . در حالى كه نقاشان و مجسمهسازان مصرى نيز مانند يونانيان تصوير پان را با چهرهاى از بز و پنجهاى كه شبيه پنجه بز است نقاشى و حجارى ميكنند . البته اين دليل آن نيست كه آنها عقيده دارند كه پان چنين بوده است ، زيرا آنها برعكس عقيده دارند كه اين خدا نيز نظير ديگر خدايان است و من خوش ندارم شرح دهم كه بچه دليل او را به اين شكل و قيافه مجسم ميكنند . اهالى مندس همه حيواناتى را كه از نوع بز و بزغاله ميباشند احترام ميكنند و بخصوص جنس نر اين حيوان را چوپانان بيش از جنس ماده آن محترم ميدارند . يكى از آنها را بخصوص بيش از همه محترم
هامش
( 1 ) - اينها تنها حيواناتى بودند كه در سراسر مصر قربانى ميكردند .
( 2 ) -Mendes- ناحيهاى از مصب نيل كه نام خود را بر يكى از شعب اين رود باقى گذارده . الههاى نيز به اين نام در مصر باستان پرستش ميشده است .
( 3 ) - پان( Pan )نام خداى نيرومندى است كه از هرمس( Hermes )و دريوپ( Dryope )به دنيا آمده بود . افسانههاى قديم حاكى است كه اين خداى باستان بر فراز كوهها و دشتها پيوسته در پرواز بود و رقص فرشتگان را رهبرى و بانى دهانى كه خود اختراع كرده بود آنها را همراهى ميكرد . پان دو شاخ بر سر و پاهائى نظير پاهاى بز داشت .
مردم از ظهور او وحشت داشتند و در اصطلاح يونانى كلمهPaniqueيعنى وحشت زياد از نام او ريشه گرفته و بعدها در زبانهاى ديگر و از جمله در زبان فرانسه امروز وارد شده و به همين معنى به كار ميرود .