ريسمانهاى آن پاره شود شدت جريان ، كشتى را دستخوش امواج مىكند .
عبور از اين ناحيه مستلزم چهار روز بحرپيمائى است . رود نيل در اين محل مانند رود مآندر « 1 » پيچدرپيچ است . مسافتى كه بايد به اين ترتيب طى كرد دوازده سكن « 2 » است . از آن پس به دشتى هموار وارد ميشويد كه رود نيل در آنجا جزيرهاى درميان دارد . اين جزيره تاكومپسو « 3 » ناميده مىشود . از شهر الفانتين ببعد حبشىها سكونت دارند كه حتى نصف جزيره را در تصرف دارند ، درحالىكه نصف ديگر آن در دست مصريان است . بعد از اين جزيره درياچهء وسيعى قرار دارد « 4 » كه در اطراف آن حبشيان بيابانگرد در حركت ميباشند . همين كه از اين درياچه عبور كرديد بار ديگر به جريان نيل كه به آن درياچه وارد مىشود ميرسيد ، « 5 » آنگاه بايد از كشتى پياده شويد و در طول رود مدت چهل روز پياده راهپيمائى كنيد . زيرا در اين قسمت از نيل تختهسنگهاى تيزى از زمين بيرون آمده و سنگ هاى زيادى هم سطح با آب رود موجود است بقسمى كه بحرپيمائى از ميان آنها غير ممكن است . پس از آنكه در مدت چهل روز از اين منطقه عبور كرديد بار ديگر
هامش
( 1 ) -Meandre( 2 ) - سكن( Skene )يا سكونز( Schoenes )واحد طول در يونان باستان و برابر است با ده كيلومتر و 656 متر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه درباره اوزان و مقادير در يونان باستان ) .
( 3 ) -Tachompso- محل اين جزيره هنوز بطور دقيق مشخص نشده و معلوم نيست مقصود مؤلف كدام نقطه است . استرابون( Strabon )نيز به جزيرهاى اشاره مىكند كه فيله( Phile )نام دارد و بين مصريان و حبشيان مشترك است . تصور نميرود اين جزيره همان جزيرهاى باشد كه هردوت بدان اشاره مىكند ، زيرا اين جزيره در نزديكى الفانتين قرار دارد . ممكن است جزيرهاى كه هردوت به آن اشاره مىكند جزيره درار( Derare )باشد كه مصريان جزيره خمسه مينامند .
( 4 ) - در محلى كه هردوت توصيف آن را مىكند چنين درياچهاى وجود ندارد . باحتمال زياد مؤلف نقطهاى را كه آب نيل وسعت گرفته و عرض بيشترى اشغال كرده با درياچه اشتباه كرده است .
( 5 ) - هردوت با وجود دقت كافى كه در ذكر فواصل داشته مدت زمانى كه براى عبور از اين درياچه خيالى لازم بوده ذكر نكرده تا معلوم شود واقعا درياچه بوده يا قسمتى از نيل كه با درياچه اشتباه كرده .