و به سرزمين مصر وارد مىشود . در اين صورت چگونه ممكن است رودى كه از گرمترين نقاط سرچشمه ميگيرد و به معتدلترين نقاط ميرود محصول ذوب برف باشد . براى كسى كه بتواند در اين گونه موضوعها باستدلال متوسل شود دلايل بسيارى موجود است كه ثابت مىكند حتى كوچكترين احتمال اينكه نيل از برف سرچشمه بگيرد موجود نيست . دليل اول كه دليل بسيار مهمى است از چگونگى جريان بادها حاصل مىشود ، زيرا بادهائى كه در اين ناحيه ميوزند باد گرم ميباشند . دليل دوم آنكه در ناحيه مورد بحث هرگز باران و يخ ديده نشده ، در حالى كه بعد از نزول برف بطور يقين بايد درفاصله پنج روز باران هم ببارد . دليل سوم رنگ رخسار مردمان اين ناحيه است كه به علت گرما سياه است . بعلاوه كركسها و چلچلهها در تمام مدت سال در اين كشور زندگى ميكنند و هرگز آن را ترك نميگويند و نيز گلنگهائى كه از زمستان سرزمين سيت ميگريزند به اين كشور ميروند و زمستان را در آنجا ميگذرانند . اگر قرار بود در ناحيهاى كه نيل از آن ميگذرد و يا ناحيهاى كه از آن سرچشمه ميگيرد برف ببارد هيچيك از اين وقايع اتفاق نمىافتاد حتى اگر اين برف بكمترين مقدار ممكن بوده باشد . استدلال منطقى اين نظريه را به كلى مردود نشان ميدهد .
23 - و اما برعكس ، درباره آنكس كه از اقيانوس سخن گفته ، چون اين شخص مطلبى را كه من مطرح كردهام بعالمى ناشناس و مجهول استناد كردهاند نه ميتوان عقيده او را ثابت كرد و نه ميتوان آن را رد كرد . زيرا من شخصا از وجود رودى بنام اقيانوس بىاطلاعم . تصور ميكنم هومر « 1 » يا يكى ديگر از شعراى قديم اين اسم را اختراع و در شعر و ادبيات وارد كرده است « 2 » .
24 - حال اگر قرار باشد بعد از انتقاد عقيدهء ديگران من نيز عقيدهء خود را دربارهء اين
هامش
( 1 ) -Homere( 2 ) - به نظر ميرسد مقصود مؤلف از هومر همان هكاته( Hecatee )مورخ معروف متقدم او است كه بوجود چنين رودى عقيده داشته . هكاته نيز بايد قاعدة اين فكر را از شخصى بنام اوتىمنس( Euthymenes )كه قبلا به آن اشاره شد ( يادداشت شماره 1 بند 21 ) اتخاذ كرده باشد .