دو نيم مىكند و به دريا ميريزد . اين شاخه از حيث مقدار آب و شهرت از دو شاخه ديگر دست كمى ندارد و به شاخه سبنيت « 1 » معروف است . دو شاخه ديگر نيز از شاخه سبنيت جدا ميشوند و به دريا ميريزند كه يكى شاخه سائيس « 2 » و ديگرى شاخه مندس « 3 » نام دارد . و اما شاخههائى كه بنام بولبيت « 4 » و بوكول « 5 » معروفاند مجارى طبيعى نيستند و بدست بشر حفر شدهاند .
18 - دليلى كه براى اثبات عقيده خود اقامه ميكنم تا ثابت كنم كه وسعت مصر همانست كه شرح دادم گفتار هاتف آمون « 6 » است كه من بعد از آنكه اين عقيده را دربارهء مصر پيدا كردم از آن مطلع شدم . اهالى شهر مارهآ « 7 » و آپيس « 8 » كه در بعضى نواحى مصر در مجاورت افريقا سكونت دارند خود را از اهل افريقا ميدانستند نه مصرى . و چون مايل نبودند از مصرف گوشت گاو امتناع كنند « 9 »
هامش
( 1 ) - سبنيت( Sebennyte )يا سبنىتوس( Sebennytus )از شهرهاى مصر باستان در ناحيه مصب نيل در كنار شعبهاى از اين رود كه بنام همين شهر به شعبه سبنى معروف بوده است .
( 2 ) - سائيس( Sais )از شهرهاى مصر باستان در گذشته پايتخت يكى از سلسلههاى سلطنتى مصر كه بنام همين شهر سائيس ناميده ميشد بوده است .
( 3 ) - مندس( Mendes )از شهرهاى مصر باستان در ناحيه مصب نيل در مغرب شعبهاى از اين رود كه بنام همين شهر به شعبه مندس معروف شده بود .
( 4 ) - بولبيت( Bolbite )يا بولبىتين( Bolbitinc )از شهرهاى مصر باستان در ناحيه مصب نيل در مغرب شعبهاى از اين رود كه بنام همين شهر به شعبه بولبيت معروف بوده است و امروز شعبه روزتRosetteنام دارد .
( 5 ) -Bucole( 6 ) -( Ammon )الهه مصر باستان و مظهر خورشيد كه به صورت ميشى با دو شاخ بزرگ در شهر تب و ديگر شهرهاى مصر باستان پرستش ميشده است .
( 7 ) -Marea( 8 ) - آپيس( Apis )شهر معروف مصر باستان كه محل پرستش ازيريس و آپيس بوده و زيارتگاه مصريان باستان در آن بنا شده بود .
( 9 ) - در اينكه مصريان از مصرف گوشت گاو امتناع داشتند ترديدى نيست ( بند 41 همين كتاب ) . ولى بطوريكه مؤلف در جاى ديگر نقل مىكند حتى آن قسمت از اهالى افريقا كه در آن نواحى سكونت داشتهاند گوشت گاو مصرف نميكردهاند ( هردوت كتاب چهارم ، بند 186 ) بدين ترتيب در گفتار هردوت از اين حيث تضادى مشاهده مىشود .