جانب آنان « 1 » كه خود را نخستينزادگان نوع بشر تصور كنند ؟ و نيز جاى آن نبود كه آنان اطفال را بمعرض آزمايش گذارند تا نخستين كلامى كه بر زبان آنان جارى مىشود مشخص گردد .
ولى من هرگز عقيده ندارم كه مصريان حيات خود را با تشكيل خاك مصب كه يونىها مصر مينامند شروع كرده باشند . من تصور ميكنم كه آنان هميشه از آغاز پيدايش نوع بشر وجود داشتهاند و چون كشور آنها درحال توسعه بوده بسيارى از آنان بتدريج در طول شط بسوى دريا سرازير شدهاند و بسيارى ديگر در قسمتهاى عقب باقى ماندهاند . از طرفى در گذشته فقط سرزمين تب را كه حدود آن به شش هزار و صد و بيست ستاد « 2 » ميرسيد مصر ميناميدند .
16 - بنابراين اگر عقيدهء ما در اينباره صحيح باشد عقيدهء يونىها دربارهء مصر غلط است « 3 » . و اگر برعكس عقيدهء يونىها صحيح باشد « 4 » ، من ميتوانم ثابت كنم كه يونانيان و حتى يونىها كه مدعى هستند دنيا به سه قسمت اروپا ، آسيا و افريقا تقسيم مىشود « 5 » از محاسبه عاجزند و اگر ناحيه مصب مصر نه جزء آسيا محسوب
هامش
( 1 ) - اشاره باقدامات پسامتيك( Psammetique )است براى اثبات قدمت نژاد مصرى ( رجوع شود به بند 2 ) .
( 2 ) - ستاد( Stade )واحد اندازه در يونان باستان و برابر 177 متر و 6 سانتيمتر ( توضيح مقدمه درباره اوزان و مقادير در يونان باستان ) .
( 3 ) - مقصود عقيدهايست كه بموجب آن مصر بحدود ناحيه مصب محدود ميشده است ( رجوع شود به بند 15 همين كتاب )
( 4 ) - هردوت در اين بند كوشش دارد عقيدهء غالب يونانيان معاصر خود كه دنيا را به سه قسمت اروپا ، آسيا و افريقا محدود ميكردهاند و رود نيل را حد فاصل آسيا و افريقا تصور ميكردهاند تخطئه كند و بطلان آن را با دلايل و مدارك كافى ثابت كند . بايد توجه داشت كه در زمان هردوت مردم يونان و حتى يونىها اطلاعات كافى دربارهء وسعت حدود قارهها نداشتند و بطوركلى دنيا را به سه قسمت تقسيم ميكردهاند و اين سه قسمت عبارت بود از اروپا ، آسيا و ليبى ( افريقا ) ( هردوت - كتاب چهارم - بند 45 ) .
( 5 ) - بهتر بود هردوت براى روشن شدن مقصود خود در اينجا اضافه ميكرد « و نيل حد فاصل آسيا و افريقا محسوب مىشود » زيرا قصد او از اين استدلال اينست كه ثابت كند كه اگر ناحيه مصب نيل نه جزء آسيا است و نه جزء افريقا پس منطقه ثالثى است بين اين دو ناحيه و بنابراين رود نيل نميتواند حد فاصل آسيا و افريقا باشد .