مىشود و نه جزء افريقا « 1 » بايد قسمت چهارمى را كه همين ناحيه مصب مصر است بر آن اضافه كنند . زيرا با اين حساب « 2 » رود نيل حد فاصل آسيا و افريقا محسوب نميشود . نيل در محل مصب مورد بحث بشعب زياد منشعب مىشود و ناحيه مصب را درميان ميگيرد و بدين ترتيب ناحيه مصب درفاصله بين آسيا و افريقا قرار ميگيرد .
17 - اكنون عقيده يونىها را در اين مورد كنار ميگذاريم و آنچه شخصا بايد در اين باره بگوئيم نقل ميكنيم : عقيدهء ما آنست كه همانطور كه سيليسى « 3 » شامل تمام ناحيهايست كه محل اقامت سيليسىها است و آشور شامل كشورى است كه محل اقامت آشوريها است ، مصر نيز شامل سراسر كشورى است كه مصريان در آن سكونت دارند . و بين آسيا و افريقا درحقيقت سرحدى غير از حدود سرزمين مصر وجود ندارد . در حالى كه اگر عقيده يونانيان را در اين مورد بپذيريم به اين نتيجه ميرسيم كه سراسر مصر از آبشارهاى شهر الفانتين « 4 » ببعد به دو قسمت مىشود و هر قسمت نامى جداگانه دارد ، قسمتى به افريقا تعلق دارد و قسمت ديگر آن به آسيا .
اتفاقا رود نيل از محل آبشارها ببعد مصر را از ميان به دو نيم مىكند و بسوى دريا جارى مىشود . تا شهر كركاسور « 5 » بستر آن يكى است ، ولى از اين شهر ببعد به سه شاخه تقسيم مىشود . شاخهاى از آن متوجه مشرق ميگردد و بشعبه پلوز ناميده مىشود . شاخه دوم بجانب مغرب ميرود و شاخه كانوپ ناميده مىشود . و اما شاخهاى كه مستقيم جريان مييابد چنين است : اين شاخه كه قسمت اصلى نيل است از مصر عليا ميگذرد و به رأس مصب خود ميرسد و در اين محل مصب را از ميان
هامش
( 1 ) - زيرا حد شرقى آن شعبه پلوزنيل در جهت آسيا و حد غربى آن شعبه كانوپ در جهت ليبى ( افريقا ) مىباشد .
( 2 ) - يعنى اگر دنيا را مانند يونانيان باستان مركب از سه قاره بدانيم .
( 3 ) -Cilicie( 4 ) - الفانتين( Elephantine )نام محلى بود در ناحيه سرچشمههاى نيل در سرحد مصر و سودان كه امروز جزيرة الاسوان نام دارد و داراى آبشارهاى بزرگى است .
( 5 ) -Kercasore