ملاحظه كنيم وضع خود مصريان چگونه است ؟
من اكنون وضع آنان را شرح مىدهم . اگر همانطور كه قبل از اين گفتم قسمتى از كشور كه در پائين ممفيس قرار دارد ( و همين قسمت است كه افزايش مييابد ) از حيث ارتفاع به همان نسبت گذشته افزايش يابد آيا آندسته از مصريان كه در اين قسمت سكونت دارند غير از مردن از گرسنگى كارى مىتوانند بكنند ؛ زيرا خاك آنها از آب باران محروم است و رود هم نميتواند مزارع آنان را از آب خود مشروب كند . درحالحاضر بين تمام كسانى كه در كشورهاى ديگر و در بقيه مصر سكونت دارند بدون شك آنها تنها كسانى هستند كه با حداقل زحمت از حاصل زمين بهرهمند ميشوند . آنها احتياج ندارند كه زمين را با خيش بشكافند و بيل بزنند يا هيچيك از زحماتى را كه ديگر اقوام براى برداشت محصول متحمل ميشوند بر خود هموار سازند « 1 » . همين كه رود خودبخود مزارع آنان را مشروب مىكند و پس از آبيارى به بستر خود باز ميگردد هريك از آنان به بذرافشانى مزرعه خود مشغول ميشوند و خوكهاى خود را در آن رها ميكنند . « 2 » وقتى اين حيوانات مزرعه را لگدمال و بذر را در خاك فروكردند منتظر فصل برداشت ميشوند و در اين موقع نيز گندم را بوسيله لگدمال كردن خوكها ميكوبند و محصول را جمعآورى ميكنند « 3 » .
هامش
( 1 ) - ظاهرا مؤلف در اينجا دچار اشتباه شده زيرا مدارك زيادى در دست است كه ثابت مىكند در آن زمان بيل و خيش آنطور كه هردوت تصور ميكرده در مصر ناشناس نبوده . بعلاوه هردوت به اين نكته توجه نداشته كه حفظ و نگاهدارى مجارى نيل و تنظيم آنها خود مستلزم زحمات و مشقاتى بوده كه شايد از زحمت شخم زدن كمتر نبوده باشد .
( 2 ) - در مصر باستان چنين معمول بوده كه براى لگدمال كردن بذور و فروكردن آن در گلولاى نيل از خوك استفاده ميكردهاند . تصوير خوك بر غالب نقاشىهاى مصرى كه صحنههاى زراعت را نشان ميدهد مشاهده مىشود . اين عمل را گاه بوسيله ميش و گوسفند انجام ميدادهاند .
( 3 ) - بطوريكه اسناد و مدارك تاريخى نشان ميدهد مصريان باستان براى كوبيدن خرمن بيشتر از گاو و الاغ استفاده ميكردهاند و بر خلاف ادعاى هردوت تنها حيوانى كه براى اين عمل به كار ميبردهاند خوك نبوده .