تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
سفر كردم تا دربارهء همين مسئله تحقيق كنم و مايل بودم بدانم در آنجا نيز با آنچه در ممفيس به من گفته شده بود موافق ميباشند ، زيرا معروف است كه كاهنان هليوپوليس عالم‌ترين كاهنان مصرى ميباشند « 1 » . و اما آنچه دربارهء خدايان از دهان آنان شنيده‌ام حاضر بنقل آن نيستم و فقط به نقل اسامى شخصيت‌هاى الهى اكتفا ميكنم . زيرا تصور ميكنم در اين باره عقيدهء همه مردمان يكسان است « 2 » . و اگر به نكاتى چند در اين باره اشاره ميكنم به علت آنست كه در نقل تاريخ خود به آن مجبور خواهم شد « 3 » . 4 - دربارهء مسائل انسانى آنها باتفاق آراء به من گفتند كه مصريان نخستين مردمانى هستند كه سال را اختراع كرده‌اند و فصول آن را به دوازده قسمت تقسيم كرده‌اند . كاهنان عقيده داشتند كه مصريان با ملاحظه و دقت در ستارگان اين اختراع را ابداع كرده‌اند . بعقيده من تقويم مصريان از تقويم يونانيان بهتر تهيه شده زيرا يونانيان هردو سال يك‌بار براى حسن ترتيب فصول يك ماه اضافى به آن ميافزايند « 4 » در حالى كه مصريان دوازده ماه خود را به سى روز تقسيم ميكنند و در آخر هرسال
هامش
( 1 ) ممفيس شهر خداى فتاه( Phtah )، تب شهر خداى آمون( Amon )و هيلپوپوليس شهر خداى را( Ra )بود . دو شهر اول واجد اهميت سياسى خاصى بودند در حالى كه شهر سوم فقط اهميت مذهبى و علمى داشت . ( 2 ) معلوم نيست قصد واقعى هردوت از نقل اين عبارت چيست . ظاهرا چنين استنباط مىشود كه همان حس تحقيرى كه نسبت به خدايان مصرى ابراز مىكند به خدايان ديگر اقوام و از جمله افسانه‌هاى ميتولوژى يونان باستان نيز ابراز مىكند و منشاء اين عقايد را يكى ميداند . ( 3 ) هردوت ضمن شرح تاريخ مصر پيوسته دربارهء مسائل مربوط به مذهب مصريان قديم با احتياط سخن گفته و هربار كوشيده است به بهانه‌اى از شرح و تفصيل مطلب شانه خالى كند بعضى از محققان و از جمله سيس( Sayce )عقيده دارند كه اين احتياط هردوت و اجتناب او از وارد شدن در مسائل مربوط به مذهب مصريان قديم به علت نقص اطلاعات او در اين زمينه بوده است . ( 4 ) غرض يونانيان از اين طرز محاسبه آن بود كه گردش فصول را در تاريخ معينى از سال تثبيت كنند . اين طرز محاسبه براى جبران اين نقيصه كافى نبود ، ولى در هرحال از طرز محاسبه‌اى كه در بند 32 از كتاب اول به آن اشاره شد بمراتب صحيح‌تر به نظر ميرسد زيرا سال معمولى يونانى بر خلاف آنچه در اين بند گفته شده 354 روز بوده است نه 360 روز ( هردوت - كتاب اول - بند 32 ) .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 107 | هرودت / هادى هدايتى