تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بودند و نيروى جسمانى زيادى داشتند و چنين است دليل آن : هر دوى آنها بطور مساوى جوايزى در مسابقه برده بودند و اين داستان را از آنها نقل ميكنند « 1 » : در يكى از روز كه اهالى آرگوس جشنى بافتخار هرا « 2 » برپا كرده بودند اين دو جوان مجبور بودند مادر خود را بوسيلهء گردونه‌اى به معبد مقدس برسانند « 3 » ولى در موقع لازم گاوهاى آنها از كشتزار مراجعت نكرده بودند و چون وقت تنگ بود و نميتوانستند منتظر شوند ، آن دو جوان خود يوغ گردونه را كه مادر در آن جاى داشت بر دوش نهادند و آن را حركت دادند . آنان مادر خود را بفاصلهء پنجاه و هفت ستاد با گردونه كشيدند تا به معبد مقدس رسيدند « 4 » . و وقتى اين عمل شگفت و شايستهء تحسين انجام گرفت در حضور عبادت‌كنندگانى كه در معبد حاضر بودند با آرامشى كامل در گذشتند « 5 » . در مورد آنان خداوند آشكارا ثابت كرد كه براى انسان مرگ از زنده بودن بهتر است . « 6 » اهالى آرگوس گرد دو جوان حلقه زدند و نيروى جسمانى آنان را تحسين كردند و مادر آنان را بداشتن چنين فرزندانى تهنيت گفتند . مادر كه از عمل فرزندان خود و تمجيدى كه مردم از آنان ميكردند بوجد آمده بود در برابر مجسمهء خداوند ايستاد و از الهه مسئلت كرد كه بهترين چيزى كه
هامش
( 1 ) - قصد هردوت از افسانه‌اى كه از دهان سولون نقل مىكند اينست كه زور بازو و قدرت جسمانى كلئوبيس و بيتون را مجسم سازد و آنچه دربارهء زهد و تقوى و محبت فرزندى آنها گفته در حقيقت زائد است . تحسين و اعجابى كه مؤلف براى آنها قائل است بيشتر براى اعمالى است كه از آنها سر زده ، نه براى آنچه قادر و طالب انجام آن بوده‌اند . ( 2 ) -Hera- هرا يكى از خدايان يونان باستان است . ( 3 ) - مادر آنها از زنان روحانى وابسته به ربة النوع « هرا » بود . ( 4 ) - اين معبد همان معبد معروف هرايون( Heraion )است كه سر راه مىسن( Mycene )بنا شده بود . ( 5 ) - بطوريكه اين افسانه حاكى است تلوس و كلئوبيس و بيتون هرسه سرنوشتى سعادتمند داشتند . قصد سولون از بيان اين دو حكايت مجسم كردن نكته‌ايست كه در پايان سخن به آن اشاره خواهد كرد ، چه بعقيده او شرط لازم براى اينكه بتوان كسى را سعادتمند خواند اينست كه « سرانجام كار او سعادتمند » باشد . ( 6 ) - زيرا در غير اين صورت جوانمردى اين دو جوان را خداوند با مرگ ملايم و آرام پاداش نميداد .