مطرح كرد كه خود را خوشبختترين موجود جهان ميدانست . ولى سولون دور از تملقگوئى و در نهايت صداقت و درستى پاسخ داد : « آرى اى پادشاه ، اين شخص تلوس « 1 » از اهل آتن است . » كرزوس كه از پاسخ او متحير شده بود دردم چنين پرسيد : « بچه دليل عقيده دارى كه تلوس خوشبختترين موجود جهان است ؟ » سولون پاسخ داد : « تلوس در شهرى سعادتمند ميزيست و صاحب فرزندانى زيبا و جوانمرد بود . او در حيات خود تولد بچههاى فرزندان خود را مشاهد كرده و اين بچهها همه زنده ماندند . از حيث آنچه ما ثروت و تمول ميناميم نيز رفاه و آسايش كامل داشت و سرانجام عمر او بسيار درخشان و تابان بود . در جنگى كه اهالى آتن با همسايگان خود در الوزى « 2 » در پيش داشتند بدشمن حمله برد ، دشمن را به عقب راند و خود نيز سربلند و مفتخر كشته شد . اهالى آتن او را بهزينهء خود در همان محل كه بقتل رسيده بود با احترامات و تشريفات خاص دفن كردند . »
31 - وقتى سولون سعادت و سرنوشت تلوس نامى را چنين ستود ، حس كنجكاوى كرزوس تحريك شد و از او پرسيد از ميان مردمانى كه ديده است بعد از تلوس چه كسى خوشبختترين مرد جهان است . كرزوس اطمينان كامل داشت كه لا اقل اين شخص دوم خود او خواهد بود . ولى سولون چنين پاسخ داد : « كلئوبيس « 3 » و بيتون « 4 » . اين دو نفر از اهل آرگوس « 5 » و از ثروت و تمول كافى برخوردار
هامش
( 1 ) -TEllos( 2 ) -Eleusie( 3 ) -Cleobis( 4 ) -Biton- معلوم نيست بچه دليل كلئوبيس و بيتون در نظر سولون در درجه دوم از مردمان خوشبخت معرفى شدهاند و حال آنكه زندگى آنها از تلوس سادهتر بود ، چه حتى اگر سعادت بشر را در مرگ بدانيم ، آنها از تلوس آتنى زودتر به اين سعادت نائل شده بودند .
شايد قصد هردوت از اين طبقهبندى اين بوده است كه افسانهء دوم را با وضعى تأثرانگيزتر و سوزان در نظر مجسم كند .
( 5 ) -Argos- اين بار سولون منتظر نميشود كه كرزوس علت اظهار عقيدهء او را سؤال كند ، زيرا ميداند كه چنانچه علت را نگويد قطعا از او سؤال خواهد شد . نتيجهء اين نوع جوابگوئى آن بود كه حيرت و تعجب نخستين كه در اثر جواب سادهء سؤال اول به كرزوس دست داده و به صورت يك اسم كوچك و ساده بيان شده بود در مورد سؤال دوم پيش نيامد و كرزوس با خونسردى بيشترى به بقيه سخنان سولون گوش فراداد .