مارياندينى « 1 » ، كاليب « 2 » ، پافلاگونى « 3 » ، تراستىنى « 4 » ، تراسبىتىنى « 5 » ، كارى « 6 » ، يونى « 7 » . درى « 8 » ، ائولى « 9 » ، پامفيلى « 10 » .
29 - وقتى اين اقوام باطاعت كرزوس تن دردادند و كرزوس آنها را به كشور ليدى ضميمه كرد ، سارد به صورت شهرى ثروتمند و با رونق درآمد و تمام متفكران « 11 » و دانشمندان يونان آن زمان هريك بنوعى « 12 » به اين شهر روى آوردند . يكى از اين
هامش
( 1 ) -Mariandynie( 2 ) -Chalybe- اكثر نويسندگان باستان بر خلاف هردوت اقوام كاليب را ساكن آن سوى هاليس دانستهاند نه اين سوى اين رود .
( 3 ) -Paphlagonie( 4 ) -Thrace Thyniens( 5 ) -Thrace Bithyniens( 6 ) -Carie( 7 ) -Ionie( 8 ) -Dorie( 9 ) -Eolie( 10 ) -Pamphylie- اقوامى كه هردوت در اينجا از آنها ياد مىكند همانها هستند كه بوسيلهء كرزوس يا گذشتگان او تحت انقياد و اطاعت ليديها درآمده بودند . ذكر كردن نام اقوام ليدى در رأس اين اقوام در حقيقت از لحاظ جغرافيائى به تكميل فهرست اسامى اين اقوام كمك مىكند ، ليكن بايد گفت كه اين فهرست كامل نيست و بسيارى از اقوامى كه هردوت در قسمتهاى بعد از آنها ياد مىكند در اينجا فراموش شدهاند . برعكس ، درين فهرست هردوت از اقوامى نظير اقوام تراسبىتىنى صحبت مىكند كه ظاهرا او از آنها اطلاعى نداشته ( كتاب پنجم - بند 75 ) . از طرف ديگر قوم كاليب ، كه در اين فهرست از آنها ياد شده در ديگر قسمتهاى كتاب مؤلف ذكرى از آنها نيست ، در حالى كه در كتاب سوم در فهرست ساتراپنشينها و در كتاب پنجم ضمن توصيف سپاه خشايارشا ممكن بود به آن اشاره كند .
با اين حال تصور نميرود كه اين قسمت از كتاب هردوت متعلق به خود او نباشد و بعد از او بر آن اضافه شده باشد .
( 11 ) - كلمات متفكران و دانشمندان درين قسمت به معناى جدى و خالى از قصد تمسخر به كار برده شده ، در حالى كه در كتاب دوم ، بند 49 و كتاب چهارم ، بند 95 مؤلف اين كلمات را بطور زننده و نيشدار استعمال كرده .
( 12 ) - ظاهرا مقصود هردوت از به كار بردن اصطلاح « هريك بنوعى » اينست كه عقلاء و متفكرين يونانى در زمان و شرايطى مختلف به سارد عزيمت كردند ، يكى در يك زمان و ديگرى در زمان ديگر ، يكى بدليلى خاص و ديگرى بدليلى ديگر .