عقلا و متفكران سولون « 1 » از اهل آتن بود . سولون كه بدعوت اهالى آتن قوانينى براى آنها وضع كرده بود مدت ده سال از يونان دور شد . ظاهرا علت اصلى مسافرت او حس كنجكاوى او بود ، ولى علت واقعى غيبت او از يونان اين بود كه ناگزير نشود بعضى از قوانينى را كه وضع كرده بود لغو كند . زيرا اهالى آتن نميتوانستند قوانين سولون را بدون رضايت او لغو كنند ، چه قبلا بموجب سوگندى كه با تشريفات خاص ياد كرده بودند متعهد شده بودند قوانين او را مدت ده سال بموقع اجراء گذارند .
30 - در هر حال ، يا بدليل مذكور و يا به قصد سياحت و جهانگردى ، سولون كشور خود را ترك گفت و ابتدا به مصر نزد آمازيس « 2 » و سپس به سارد نزد كرزوس رفت « 3 » . در سارد كرزوس او را در قصر پادشاهى سكونت داد . دو سه روز بعد از ورود او خدمتگزاران كرزوس بفرمان پادشاه سولون را در ميان گنجينهها و خزاين او گردش دادند و عظمت و توانگرى و ثروت آن را را به او نشان دادند . پس از آنكه سولون تفريحكنان خزاين و گنجينهها را تماشا كرد ، كرزوس او را مخاطب قرار داد و چنين گفت « 4 » : « اى ميهمان آتنى من ، شهرت عقل و درايت و سياحتها و جهانگردىهاى تو به گوش ما نيز رسيده است . شنيدهايم كه در نتيجهء عشق به فضل و دانش و حس كنجكاوى زياد در بسيارى از كشورها گردش و سياحت كردهاى .
به همين جهت هوس كردهام سؤالى بر تو مطرح كنم : آيا تاكنون كسى را مىشناسى كه خوشبختترين موجود جهان باشد ؟ » كرزوس از آن جهت اين سؤال را
هامش
( 1 ) -Solon( 2 ) -Amasis( 3 ) - بايد توجه كرد كه در مدتى كه قوانين سولون در يونان اجراء ميشد ، نه آمازيس در مصر بسلطنت رسيده بود و نه كرزوس در ليدى ( رجوع شود به توضيح خارج از متن ) .
( 4 ) - در صحت مصاحبهء سولون و كرزوس ترديد است ، زيرا كرزوس در سال 560 قبل از ميلاد در ليدى به سلطنت رسيد ، در حالى كه سولون مدتها قبل از اين تاريخ در سال 594 قبل از ميلاد در آتن صاحب سمتى عالى بود . در اين صورت احتمال ميرود موقعى كه مؤلف به مسافرت طويل خود پرداخت هنوز كرزوس در ليدى به سلطنت نرسيده بوده است .