مؤلف دربارهء سرگذشت آريون « 1 » در بندهاى 23 و 24 نقل كرده است فراموش شد .
علت اين فراموشى آنست كه اين مطلب با موضوع اصلى چندان ارتباط ندارد و معلوم نيست قصد مؤلف از نقل آنچه بوده است . صحبت از شخصى است بنام پرياندر « 2 » كه دوست صديق و باوفاى تراسيبول بوده است . در بند 23 هردوت چنين ميگويد : « كسى كه پاسخ هاتف دلف را برتراسيبول فاش كرد پرياندر پسر كيپ سلوس « 3 » بود . پرياندر در كورنت « 4 » سلطنت ميكرد و بطوريكه اهالى اين كشور نقل ميكنند . . . پرياندر در طول حيات خود ماجرائى بس شگفت و حيرتانگيز داشته است : آريون از اهل ميتمن . . . » ملاحظه مىشود چگونه هردوت با بهانهاى پوچ و ناچيز از شخصى مانند پرياندر كه خود در سرگذشت حوادث نامش برحسب تصادف برده شده به شرح سرگذشت آريون كه « ماجرائى بس شگفت و حيرتانگيز » دارد ميپردازد . اين نوع ايجاد ارتباط بين مطالب در حقيقت جز از شاخى به شاخى پريدن نيست و مقام آن در برابر مطالبى كه در قسمت اول اين كتاب عنوان شده بسيار كوچك و حقير به نظر ميرسد .
* * * اكنون پس از اين نظر اجمالى به آنچه مؤلف در قسمت اول كتاب حاضر مورد بحث قرار داده است ، بايد ديد هردوت مطالب خود را از كدام منبع بدست آورده و مأخذ اطلاعات تاريخى او چگونه اسنادى بوده است .
اطلاعاتى كه هردوت براى افشاى « تاريخ كرزوس » گرد آورده از منابع مختلف و در زمانهاى مختلف از حيات او جمعآورى شده است . از مطالبى كه در سطور گذشته به آن اشاره كرديم ظاهرا فقط يكى از آنها كه مربوط به سرگذشت پيزيسترات است و در بندهاى 59 تا 64 شرح داده شده از آغاز تا پايان از كشور آتيك سرچشمه ميگيرد و شايد منبع اين اطلاعات نيز شخص واحدى بوده است . تنها ترديدى كه
هامش
( 1 ) -Arion( 2 ) -Periandre( 3 ) -Kypselos( 4 ) -Corinthe