نسبت به اين مطلب ميتوان داشت اينست كه پيشگوئى كيلون « 1 » از اهل لاكدمون كه يكى از « هفت تن ريشسفيدان و عقلاى » قوم بوده است مطلبى است كه از جاى ديگر سرچشمه گرفته و مؤلف بوسيلهاى ديگر از آن مطلع شده است . قضاوتى كه هردوت در بند 60 دربارهء بازگشت پيزيسترات بحكومت مىكند مسلما از ناحيه شخص مؤلف است كه درين بند ميگويد : « اين دو نفر براى بازگشت پيزيسترات به حكومت نقشهاى كشيدند كه من آن را خامترين نقشههاى عالم مينامم . » ولى آنچه دربارهء اسپارت در بندهاى 65 تا 68 و بند 82 ميگويد از يك منبع نمىباشد و هردوت درين باره فقط به قول هموطنان ليكاس « 2 » و اوتريادس « 3 » اكتفا نكرده و كوشيده است در نقاط ديگر از قبيل آركادى « 4 » و تژه « 5 » درين باره اخبارى كسب كند و ضمن كسب اين اخبار است كه خود مدعى است زنجيرهاى اسارت اهالى سپارت را كه بر معبد آتنا آويخته بود به چشم ديده است . و همچنين در سرزمين آرگوس به تحقيق و كسب خبر پرداخته و دانسته است كه اهالى آرگوس چه قواعدى وضع كردهاند و پس از شكست « تيرهآ » چگونه نفرين و لعنتى بر خود ياد كردهاند . و نيز به دلف مسافرت كرده و در آنجا به كسب خبر مشغول شده و از مردم شنيده است كه قوانين ليكورگ را هاتف معبد بر ليكورگ فاش كرده است . سرگذشت آريون را يا از نقالان اهل كورنت و لسبوس شنيده و يا خبرى كه او درينباره كسب كرده قبلا درين دو كشور منتشر شده بوده و او از دهان مردم شنيده . هردوت براى اينكه صحت گفتار خود را ثابت كند از مجسمهاى ياد مىكند كه خود در تنار « 6 » شاهد آن بوده است .
مقدمهاى كه مؤلف دربارهء تاريخ يونانيان در بندهاى 56 تا 58 ذكر مىكند مخلوطى از اطلاعاتى است كه از يكى از كتابهاى نژادشناسى يا نسبشناسى دربارهء
هامش
( 1 ) -Chilon( 2 ) -Lichas( 3 )Othryades( 4 ) -Arcadie( 5 ) -Tegee( 6 ) -Tenare