فراوان بر ساكنين شهر تژه « 1 » پيروز شدند و قسمت بزرگى از پلوپونز را مطيع خود كردند ( بند 65 تا 68 ) . كمى بعد شرح ميدهد چگونه همين اهالى اسپارت بر سر تصرف تيرهآ « 2 » با اهالى آرگوس به نزاع پرداختند ( بند 82 ) . تمام اين مطالب با مهارت و زبردستى خاص تنظيم شده . هردوت مدعى است كه هاتف معبد دلف به كرزوس توصيه كرد با نيرومندترين اقوام يونانى متحد شود . كرزوس به كسب خبر دربارهء نيرومندترين اين اقوام مشغول مىشود و به اين نتيجه ميرسد كه بدون تأمل و ترديد از اهالى آتن و مردم اسپارت يكى را بايد برگزيند . اين دو قوم كه بين اقوام « يونى » و « درى » از همه معروفتر بودند هريك امتيازاتى خاص داشتند . يكى از آنها دائما در نقل و انتقال بود ولى خون پاك يونانى در عروق مردم آن جريان داشت ؛ ديگرى از نژاد پلازژ يعنى از اقوام وحشى محسوب ميشد ، ولى در محل از بوميان بود . كداميك از اين دو قوم را ممكن بود بعنوان متحد انتخاب كرد ؟ طبيعى است كرزوس قضاوت خود را موكول به سنجيدن وضع حاضر آنها كرد . هردوت در دو افسانهاى كه در بندهاى 56 تا 64 و 65 تا 68 موازى باهم نقل مىكند ، با شرح و تفسير زيادى كه تا حدى بيش از اندازه است شرح ميدهد چرا و چگونه كرزوس مردم اسپارت را براى اتحاد با خود انتخاب كرد . در بند 65 ميگويد : « اين بود چگونگى فشار حكومت بر اهالى آتن به شرحى كه كرزوس از آن مطلع شد . » در بند 69 اضافه مىكند : « وقتى كرزوس از اين ماجرا مطلع شد ، فرستادگانى با هدايا به اسپارت فرستاد و تقاضاى عقد اتحاد كرد . » سرگذشت واقعه « تيرهآ » نشان ميدهد كه كرزوس متحدين خود را خوب انتخاب كرده بود و اهالى اسپارت مردمى صادق و باوفا بودهاند ، زيرا با وجود جنگى كه در پيش داشتند حاضر شدند بكمك او بشتابند .
* * * در تفسير مختصرى كه از مطالب اين فصل از كتاب هردوت در فوق نقل شد ، آنچه
هامش
( 1 ) -Tegee( 2 ) -Thyrea