مراجعه كرده ولى در هر حال ، آنچه او درين بارههاى از نوشتههاى متقدمين اخذ كرده بدون ترديد از معدودى يادداشت و نكات جغرافيائى تجاوز نميكند . اسناد و مدارك تاريخى كه او بعنوان منبع براى تدوين كتاب خود به كار برده ظاهرا هيچيك به صورت كتاب تدوين نشده بودهاند و اكثر نكاتى را كه مؤلف در تاريخ خود به آن اشاره مىكند بطور يقين در محل از دهان بوميان شنيده ، ازين قبيل است مطالبى كه دربارهء قديمترين پادشان ليدى نقل مىكند .
آنچه هردوت دربارهء پادشاهان قبل از كاندول نقل مىكند از اين دسته مطالب محسوب مىشود . مؤلف خود ضمن شرح مطلب به اين موضوع اشاره مىكند و هنگامى كه از كاندول نام ميبرد اضافه مىكند « كه يونانيان او را ميرسيلوس « 1 » مينامند . » همين عبارت مىرساند كه منبع اين خبر مردم يونان بودهاند نه كتاب و نوشتهاى از متقدمان . همچنين است خشگسالى و قحطى كه در زمان آتيس « 2 » فرزند مانس « 3 » اهالى ليدى را دچار عسرت كرد و آنان را باختراع انواعى چند از بازيها هدايت كرد و موجب مهاجرت جمعى از آنان به امبرى « 4 » شد . به همين ترتيب ، آنچه هردوت دربارهء طول مدت سلطنت ژيژس و جانشينان او نقل مىكند منبع محلى دارد و خود از دهان بوميان شنيده است و بقيه مطالب او از منابعى حقيرتر سرچشمه ميگيرد . هردوت به جنگ ژيژس با اهالى ملط و سميرن و تصرف شهر كولوفون اشارهاى مختصر مىكند و پس از آن اضافه مىكند كه مؤسس خاندان مرمناد ، پس از سى و هشت سال سلطنت به هيچ كار بزرگى دست نزد ( بند 14 ) . معلوم مىشود مؤلف از بسيارى از وقايع اين دوره كه ما بوسيله مدارك و اسناد آشورى از آن مطلعيم بىاطلاع بوده ، ازين قبيل است واقعه پيروزى گوگو « 5 » پادشاه لودى « 6 » بر اقوام ژيميره « 7 » كه دستهاى از اقوام سيمرى
هامش
( 1 ) -Myrsilos( 2 ) -Atis( 3 ) -Manes( 4 ) -Ombrie( 5 ) -Gugu( 6 ) -Luddi( 7 ) -Gimirrai