قصد اصلى مؤلف از تأليف نه جلد كتاب تاريخ بيان ماجراى همين زورآزمائى بزرگ بوده است و آنچه مؤلف بعد از ذكر اين وقايع نقل مىكند در حقيقت دنبالهء زائدى است از شرح همين وقايع . راولينسن
( Rawlinson )
تاريخنويس و محقق بزرگ قرن نوزدهم درين باره چنين مينويسد :
« قصد واقعى هردوت نگارش تاريخ جنگ تهاجمى ايران بود ، جنگى كه با اولين لشگركشى مردونيه شروع و با تارومار شدن كامل نيروى بحرى عظيم و سپاهيانى كه خشايارشا براى جنگ عليه يونان فراهم ساخته و حركت داده بود تمام شد . » « 1 »
و در جاى ديگر همين مورخ و باستانشناس انگليسى چنين مينويسد :
« آن قسمت از تاريخ او كه مقدم بر لشگركشى مردونيه است در حكم مقدمه مىباشد و از آن ميتوان استنباط كرد كه دو چيز را در نظر داشته : منظور عهدهء نويسنده اين بوده است كه داستان پيدايش و ترقى امپراتورى ايران را كه در مبارزه و جنگ رقيب و دشمن يونان بوده شرح داده باشد و مقصود ديگر او خاطرنشان ساختن موارد پيشين است كه اين دو نژاد باهم تصادمات خصمانه پيدا كرده بودند .
اين هر دو نكته ارتباط نزديكى با موضوع اصل تاريخ او دارد ، يكى از آن جهت لازم است كه قدردانى واقعى نسبت به عظمت مبارزه و فتح و پيروزى كه نصيب حريف شده حاصل شود ، ديگرى شرح دلايل و موجباتى است كه باعث پيدايش اين مبارزهء شديد شده بوده كه طرز و جريان لشگركشى و چگونگى رفتار و كار متهاجمين را خوب روشن ميسازد . » « 2 »
باوجود نقاط ضعفى كه گاه مورخ در بيان اين قسمت از تاريخ جهان از خود نشان داده و باوجود اطالهء كلام و فقدان سليقه در انتخاب مطالب و سردى بيان در
هامش
( 1 ) مقدمهء راولينس بر ترجمه تاريخ هردوت بانگليسى ( ترجمه مختصر تاريخ هردوت توسط ع . وحيد مازندرانى - تهران 1313 ، صفحه 17 )
( 2 ) همان كتاب ، همان صفحه .