تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
و اروپا و رقابت و ستيز اين دو تمدن مغاير است . مؤلف ضمن بيان جريان اين رقابت و ستيز بزرگ بين دو تمدن آسيائى و اروپائى عبارات متعرضه زياد به كار برده و بارها كوشيده آنچه بقول او « از زيبائىها و شگفتىهاى جهان از يونانيان و اهالى آسيا باقى مانده است » در كتاب خود نقل كند . با اين حال ، از خلال تمام اين مطالب خارج از موضوع و شرح اين عجائب و شگفتىها ، همه‌جا هدف اصلى او كه تشريح تضاد و ستيز اين دو تمدن كهن‌سال است كاملا جلب نظر مىكند . همه‌جا مؤلف كوشيده است پيشرفت تدريجى شرق را بسوى غرب مجسم كند و نشان دهد با پيش‌آمد جنگ‌هاى مديك كه درحقيقت نخستين و مؤثرترين شكست مشرق از مغرب بوده است چگونه تمدن شرق براى هميشه از غرب رانده شده و اين دو تمدن براى ابد از هم مجزا و مستقل ماندند . از آنچه گفته شد چنين نتيجه گرفته مىشود كه بر خلاف تصور جمعى از محققان شيوهء تاريخ‌نويسى هردوت فقط جمع‌آورى سادهء متون و اسناد و افسانه - هاى تاريخى نبوده و حق اينست كه گفته شود اين مؤلف كهن سبك و شيوه‌اى خاص در تركيب مطالب به كار برده و جلوه‌اى خاص به اثر خود بخشيده است . بقول يكى از نويسندگان قديم ، هردوت مطالب و افسانه‌هاى تاريخى را بقسمى بيان كرده كه فهم آن براى همه‌كس آسان است ؛ ولى چون مردى است كه زياد سفر كرده و بتحقيقاتى پرزحمت و دشوار دست زده دريغش آمده است كه اطلاعات و معلومات وسيع خود را خلاصه كند و عصاره و چكيدهء آن را براى خوانندگان ارمغان گذارد و به همين جهت است كه همه‌جا و از همه‌چيز با تفصيل زايدى سخن ميگويد بقسمى كه گاه اطالهء كلام خواننده را كسل و ناراحت مىكند . همين طول و تفصيل دادن به مطالب كوچك و توجه زياد به جزئيات و دقايق وقايع يكى از خصوصيات و مشخصات تاريخ‌نويسى هردوت است و درحقيقت نام هردوت با اين شيوهء تاريخ‌نويسى آميخته است . بسيارى از « چيزهاى بزرگ و شگفت‌انگيزى » كه مؤلف مكرر به خواننده وعده داده در بارهء آن سخن گويد و در صفحات بعد بوعدهء خود وفا كرده و دربارهء آن داد سخن داده است در حقيقت مسائلى بىاهميت و ناچيز بوده است . ولى براى درك لذتى كه مورخ