نادرترين نوشتههائى است كه از بشر بيادگار مانده . سادگى و روانى آن بدرجهايست كه خواننده بىاختيار از خود سؤال مىكند آيا اين عبارات را قلم بىتجربه و كار نكردهء يك كودك دبستانى تحرير كرده يا خامهء تواناى يك مورخ بزرگ جهانى .
افسانههائى كه مؤلف نقل مىكند همهجا يكنواخت و يك نوع بيان شده و حتى در جائى كه اهميت مطلب ايجاب ميكرده است كه همآهنگى و يكنواختى افسانه را در جهتى خاص تغيير دهد چنين ابتكارى مشاهده نميشود . گوئى كودكى دبستانى قلم بدست گرفته و باسادگى و روانى انشاى طفل دبستانى مطالب كتاب هردوت را تحرير كرده است . همين سادگى و روانى لطفى خاص به نوشتهء هردوت داده و اين نثر روان را كه يادگار دوران گذشته است از نثر پيچيده و غامض قرون بعد ممتاز كرده است .
راولينسن دربارهء سادگى و روانى نثر هردوت مينويسد :
« بارزترين مهارت و استادى مؤلف ما و آخرين هنر او كه بايد مورد توجه مخصوص قرار گيرد سادهنويسى او است . روانى طبيعى داستان و احساسات در سراسر كتاب او ، وفور كلمات عادى و مأنوس و اجتناب او از كار عبارتپردازى به منظور خود نمائى و يا شيوائى ساختگى غالبا مورد توجه و تصديق تمام منقدين بوده است .
در نظر هردوت تركيب و تأليف فنى بشمار نيست ، بلكه سخنگوئى بىتكلفى است . وى در سبك نگارش خود ظرافتكارى بخرج نميدهد و يا از روى عمد عبارات قشنگ به كار نميبرد . نويسندگيش تابع مطالب كتاب او است كه با آن اوج ميگيرد ولى هرگز به حد سادگى سبك طبيعى نزول نميكند و بحدود عبارتپردازى هم نزديك نميشود . » « 1 »
و در جاى ديگر مورخ و باستانشناس شهير چنين مينويسد :
« در نويسندگى هردوت ، سادگى او هيچگاه بدرجهء بيمايگى تنزل نميكند و يا به صورت خشگ و زننده در نمىآيد « 2 » . سبك او كامل ، آزاد و روان است و اختلاف
هامش
( 1 ) راولينسن ، همان كتاب ، صفحه 23
( 2 ) راولينسن ، همان كتاب ، صفحه 42