بعضى موارد خاص ، همين كه كتاب بپايان ميرسد خواننده احساس مىكند كه پردهاى زيبا و باشكوه از تاريخ گذشته در نظرش رسم شده ، پردهء بزرگى كه اقوام و ملل مختلف را نشان ميدهد كه هريك سلاح بدست با لباس بديع و شگفت خود قدم بصحنهء كارزار نهادهاند . در جوار آنان چهرهء باوقار و رعبآور پادشاهان و شخصيت - هاى برجستهء آن زمان مشاهده مىشود كه براى استقرار سلطهء جهانى خود باهم دستوپنجه نرم ميكنند . صحنهء جنگ بزرگ سالامين را نشان ميدهد كه كشتى - هاى دو حريف دستهدسته با صدائى خشك و ترسناك بهم ميخورند و از برخورد آنها منظرهاى موحش در نظر مجسم مىشود . دريا از كشتى شكسته و تختهپاره پوشيده مىشود ، در حالى كه هنگام غروب آفتاب سكوتى عميق جانشين غوغاى روز مىشود و سپاهيان پارس در ميان سكوتى حزنانگيز در تاريكى خفيف شامگاه با اندامى خسته و روحى افسرده آهنگ مراجعت ميكنند . چه صحنه فراموشنشدنى از تاريخ گذشته بشر و چه پردهء درخشانى از برخورد دو تمدن بزرگ دنياى كهن !
يكى از ايرادهائى كه محققان به هردوت وارد دانستهاند اينست كه وقتى مؤلف از اقوام مختلف سخن ميگويد با دقتى زياد از حد آنچه دربارهء زندگانى آنان ديده و شنيده نقل مىكند ، ليكن از روح واقعى تمدن آنان سخن نميگويد بقسمى كه تمدن حقيقى قوم مورد بحث بر خواننده مجهول ميماند . نه تنها از تمدن واقعى پارسها و مصريان در كتاب هردوت چيزى نميتوان يافت ، بلكه برعكس همهجا احساس مىشود كه مؤلف از تمدن واقعى اين دو قوم بىاطلاع بوده و آنطور كه بايد و شايد دربارهء آنان قضاوت نكرده است . يكى از محققان انگليسى بنام سايس
( Sayce )
مدعى است كه افسانههائى كه هردوت دربارهء مصريان و پارسها نقل مىكند غالبا از منبعى يونانى سرچشمه گرفته و در اصل افسانه يونانى بودهاند كه هردوت آنها را از روى بىاطلاعى به آن اقوام نسب داده است .
يكى از خصوصيات تاريخنويسى هردوت اينست كه رجال و شخصيتهاى تاريخ را آنطور كه بودهاند با قلمى سحار و توانا مجسم كرده است . دربارهء آريستيد ، آمازيس ،