تميستوكل ، پيزيسترات ، كلئوپاتر و لئوتيداس داد سخن داده و دربارهء چهارتن از پادشاهان هخامنشى ، كوروش ، كمبوجيه ، داريوش و خشايارشا توصيفى از خود باقى گذارده است . راولينسن محقق انگليسى قرن نوزدهم درين باره چنين مينويسد :
« صورتهاى مختلف سيرت و اخلاق شرقى هرگز به اين خوبى كه هردوت از چهارتن اولين پادشاهان هخامنشى نموده توصيف نشده است : كوروش شخصى بود ساده ، سخت ، سردسته كوهستانيها ، داراى حس جاهطلبى بسيار با نبوغ عالى نظامى كه چون بر وسعت امپراتوريش مىافزود به همان نسبت هم شاهنشاهى مهربان و پدرى رئوف و خوشرفتار و باذوق و با ملت خود مأنوس بود . كمبوجيه اولين نمونهء پادشاهان ظالم شرقى است كه قدرت فراوان و بسيارى از هنرهاى پدرش را ارث برده بود ولى بواسطه عواملى كه در تولد و تربيت او اثر نمودند فاسد شده بوده ، تندخو ، بىتاب ، بدسر و عاجز از كف نفس و هنگام روبرو شدن با مخالفت ديگران خشمگين و نه فقط سنگدل بلكه درندهخو بود . داريوش كه نمونه بهترين شاهان شرقى است دلير ، باهوش ، زيرك و در فن جنگ و صلح هنرمند ، مؤسس و استواركننده و وسعتدهندهء امپراتورى ، وجودى خوشقلب ، مهربان و علاقمند جدى دوستان خود ، خوشرفتار و حتى نسبت بدشمنان مقهور خود نرم و باكرامت بود ، و فقط در مواردى كه مصالح امپراتورى اقتضا داشت و لازم بود كه رفتارش سرمشق باشد سختگير بود . خشايارشا پادشاه ستمگر ، از زمرهء پادشاهان درجه دوم و كم قدر ، ناتوان و طفلوار ولى بيرحم و خودخواه ، سستعنصر ، كمرو ، شهوتپرست ، تجملدوست كه به آسانى تحت نفوذ درباريان و زنان قرار ميگرفت ، بعلاوه لافزن و فاقد هر قسم مزاياى اخلاقى بود و فقط گاهى براى ظاهرسازى در موقعى كه چيزى احساساتش را برنمىانگيخت به كار كريمانهاى دست ميزد . » « 1 »
* * * از لحاظ طرز بيان و شيوهء انشاء بدون شك نثر هردوت يكى از قديمترين و
هامش
( 1 ) راولينسن ، همان كتاب ، صفحه 21