شهرت و نام بر ديگران فائق آمد هكاته
( Hecatee )
معروف است كه از اهل ملط بود و در آسياى صغير در سرزمين يونى زندگى ميكرد . هكاته نخستين كسى است كه قبل از هردوت بفكر افتاد تحقيق جامعى دربارهء تاريخ دنياى آن زمان بنمايد .
معروفترين كتاب او رسالهاى بود كه تحت عنوان « تشريح زمين » تحريركرده بود و امروز اثرى از آن باقى نيست . اهميت اين رساله ظاهرا به حدى بوده است كه موجب كمال شهرت نويسنده در دنياى متمدن آن زمان گرديد و اين شهرت بدرجهاى رسيد كه امروز نيز او را قبل از هردوت نخستين وقايع نگار و مورخ دنيا ميدانند .
هردوت بين چنين نويسندگان و وقايعنگاران تربيت يافت و تحصيل نام كرد .
در جوانى تنها آرزويش آن بود كه روزى با اين نويسندگان افسانهنويس آشنا شود و شايد به همين جهت غالبا نوشتههاى آنانرا مطالعه ميكرد و از افسانههاى خيالى آنان لذت ميبرد . ليكن طولى نكشيد كه متوجه شد كار اين نويسندگان چندان جالب نيست ؛ پس نسبت به آنان بىاعتنا شد و در اين راه به حدى مبالغه كرد كه از راه تحقير و تمسخر همهجا آنانرا « يونى » و « يونانى » نام برده و خود را از اهل آسياى صغير دانسته است . وى اطلاعات جغرافيائى ناقص اين دسته از وقايعنگاران را بباد تمسخر گرفت و مدعى شد كه اين نويسندگان بقدرى بىاطلاع بودهاند كه حتى اعداد را تا شمارهء چهار بيش نمىشناختند ( جلد دوم تاريخ هردوت - بند 16 ) . با اين حال هردوت ندانسته از شيوه اين وقايعنگاران الهام گرفته است ، بدرجهاى كه بعضى قسمتهاى كتاب او بهترين نمونه طرز تاريخنويسى لوگوگرافهاى آن زمان محسوب مىشود . از اين قبيل است فصلى كه مورخ در آغاز جلد چهارم كتاب خود به شرح تاريخ تأسيس سيرن
( Cyrene )
اختصاص داده و همچنين است بحثى كه مؤلف دربارهء دقايق اخلاق و عادات و رسوم مصريان باستان مطرح كرده است . ( جلد دوم - بند 35 ) و نيز شجره نسب مفصلى كه باشخاصى نظير لئونيداس يا لئوتيكيدس
( Leotychides )
نسبت داده و كوشيده است نسب آنانرا به هراكلس جد بزرگ پادشاهان اسپارت برساند ( جلد هفتم - بند 204 - جلد هشتم - بند 131 ) .